پیش گفتار:
مایکل رنیهارت «Michelle Reinehart»، استاد دانشگاه معماری میشیگان ایالت متحده در مقاله‌ای به نام «خلق معماری فرا رشته‌ای» در آخرین نفس‌های قرن بیستم در سال ۱۹۹۷ نوشت: با ورود ما به قرن بیست و یکم بی توجهی ما به پیچیده شدن روز افزون جامعه و مشکلاتی که با آنها دست و پنجه نرم می‌کنیم غیر ممکن شده است؛ با گذشت سال‌ها پس از پست مدرنیته این حقیقت آشکار شد که مسائل طراحی و برخورد با آنها نمی‌تواند به راحتی در رشته و تخصص‌های مجزا تقسیم بندی گردد و مرزهای بین رشته‌ای باید شکسته شود. از سوی دیگر همچنین هارلان کلوند «Harlan Cleveland» تاکید می‌کند که مشکلاتی که ما با آن از آغاز نیمه دوم قرن بیستم تا به حال درگیریم از بی توجهی ما به ارتباط بین رشته‌ها و دانش آنها که در حقیقت دنیای واقعیت را شکل می‌دهند نشات می‌گیرد. این امر برای معماری نیز صدق می‌کند، رشته‌ای که می‌کوشد نجابت خود را به عنوان رشته‌ای تخصصی مجزا حفظ نماید.
این عدم تمایل به تغییر شاید به دلیل اهمیت دادن بیشتر به تمرین‌های عملی بوده است، در حالیکه جوانه تحقیق در معماری بدلیل تصور غلط عدم ارتباط تحقیق با پیشرفت این رشته، رشد کافی نداشته است.
در میان پیچیده شدن مشکلات، برخورد پیچیده‌تری نیز از ما انتظار می‌رود. مایی که از منیت خارج شده و برخورد فرا رشته‌ای را طلب می‌نماید. حال سوال این است که طراحی فرا رشته‌ای و یا «Multi-Disciplinary» چیست و به چه کار می‌آید؟


منتشر شده در: فصلنامه طراح / شماره ۱۰، بهار ۱۳۹۳ ، گزارش ، صفحه ۱۲۶

به قلم: پروفسور ماسیمو تادی ، دکتر شهروز وهاب‌زاده


گفتار:
تعریف این گفتار را با واژه شناسی فرا رشته‌ای «Multi-Disciplinary» آغاز می‌کنیم که خود گویای این سخن بصورت خلاصه ولی با صدایی رسا خواهد بود.
بر اساس واژه نامه اکسفورد سال ۲۰۱۰، واژه «Multi» با ریشه لاتین «multus» به معنی چند، چند گانه، بسیار و … است و واژه «Disciplinary» نیز از ریشه لاتین «Displus» به معنی رشته، زمینه و دستورالعمل است به بیان دیگر شاید بتوان «Multi-Disciplinary» و برخورد از نوع آن را بصورت دخالت رشته‌ها و تخصص‌های مختلف برای دوباره تعریف کردن مشکلات پیچیده در خارج از مرزهای عادی تمرین شده بیان نمود.
تاریخچه کوتاه طراحی فرا رشته‌ای در معماری و علوم نوین: طراحی به این روش بحث جدید و نوپا به خصوص در رشته معماری نیست. شاید معماری تنها رشته‌ای باشد که حتی در تعریف واژه آن و همچنین تعاریفی که از معمار شده است خود نمائی می‌کند. از نظر ویترویوس در فصل اول از ده کتاب خود، معمار یک متخصص خردمند است که درگیر تئوری معماری، طراحی، برنامه‌ریزی شهری، متره و برآورد، رابطه ساختمان با فضای شهری و غیره است.
به بیان دیگر معمار بازیگر اصلی تغییر محیط پیرامون ماست. در حقیقت معماری علمی است برخواسته از مجموعه‌ای از علوم و آراسته شده با یادگیری‌های مختلف که از کوزه گری هنر بیرون آمده است.
معماری زائیده تئوری و عمل است، معمار عملی صرف، قادر به گماشتن خرد کافی برای آنچه که شکل می‌دهد نیست و معمار تئوریست تنها سایه معماری را چنگ زده است و نه روح آن را. مردو ویترویوس که لئوناردو داوینچی آن را به تصویر کشید چهار دست دارد که یک جفت اشراف به قدرت طراحی او و دو دست دیگر به توانائی اش با اجراء ایده خود را دلالت می‌کند.
ویتروویوس معمار را مرد زیرکی می‌نامد که توانایی اکتساب بینش و علم را دارد. ماهر و سازنده‌های حاذق است که آشنا به هندسه، نورپردازی و تاریخ است. همچنین تسلط کامل به محاسبات و اصول طبیعی دارد.
معمار ویتروویوسی موسیقی دانی است که با قانون نیز بیگانه نیست. پس معمار اشراف کامل به رشته‌ها و زمینه‌های مختلف که در تغییر محیط پیرامون ما نقش بازی می‌کند دارد. نمونه بارز چنین شخصیتی را در تاریخ می‌توان در معمار مشهور ایتالیائی لئون با تیستا آلبرتی جستجو کرد. او نه تنها معمار و شهرساز بود، بلکه موسیقی‌دان، ورزشکار، شاعر، فیلسوف، خطاط و حتی کشیش بود.
بر خلاف آغاز درخشان رشته معماری، با گذشت زمان و وارد شدن ما به عصر امروزی، دیگر علوم از رشته معماری در این زمینه پیشی گرفتند. پیچیده شدن مشکلات همانطور که اشاره شد نیازمند برخوردی پیچیده است. در حالیکه معماری امروزه ما سعی در برخورد ساده شده را در مواجهه با این پیچیدگی ها دارد.

پیچیدگی طراحی امروز:
توماس کان «Thomas Kuhn» فیلسوف، تاریخ‌دان و فیزیک‌دان در کتاب «ساختار علوم انقلابی» خود به سال ۱۹۶۲، اعتقاد دارد که شکل گیری کانسپت طراحی بسیار پیچیده‌تر از حل معمایی است که در علوم دیگر دنبال می‌شود. در حالیکه طرح معماری موفق طرحی است که همچون پلی علم و هنر را به هم متصل می‌نماید.
هنرمند و دانشمند هر دو در دنیای فیزیکی حال حاضر فعالیت می‌کنند، حال واقعی و یا حتی سمبلیک، در حالیکه ریاضی‌دانان در یک دنیای انتزاعی زندگی می‌کنند که از پارامتر زمان و تاریخ مستقل است. به عقیده کریستوفر جونز «Christopher Jones» در کتاب «روش طراحی» خود به سال ۱۹۷۰ معتقد است که طراحان همیشه ملزم به برخوردی با واقعیت هستند که تنها در آینده متصوری به وقوع خواهد پیوست و در این راه طراح باید مسیری که به حقیقت رسیدن این واقعیت‌های متصور را بوجود می‌آورد را هموار کند.

الفبای طراحی مالتی دیسیپلینری:
در طراحی و هنر بیشتر از برخورد استنتاجی و یا سنتز «Synthesis» استفاده می‌شود در حالیکه برخورد علمی بر پایه تجزیه و تحلیل «Analysis» استوار است. در روش تجزیه و تحلیل، فرایند تقسیم و تجزیه عناصر یک کل جهت مطالعه اجزاء صورت می‌گیرد، در حالیکه در استنتاج، ترکیب اجزاء برای بوجود آمدن یک کلیت جدید مورد توجه است. پس با این رویکرد، طراحی فرارشته‌ای بر پایه کلیت و کل نگری استوار است.
کل نگری و یا کل گرایی «Holism» به نگرش و طریقه تفکری گفته می‌شود که بر اساس آن تعیین و تبیین تمامی صفات و ویژگی‌های کل مجموعه و سامانه، تنها و تنها با مطالعه مولفه‌ها و اجزاء متشکله آن میسر نیست. به بیان دیگر، هر پروژه چه طراحی شهری و چه معماری باید بصورت یک سامانه پیچیده «Complex system» در نظر گرفته شود. لازم به یادآوری است که سامانه پیچیده سامانه ایست که بر اصل کل نگری استوار است که در این سامانه کارکرد نهایی سامانه با کارکرد مجموع تک تک اعضاء تشکیل دهنده سامانه متفاوت است.
اصل دوم، اصل ساختار سلسله مراتبی و یا «Hierarchical Structure» است. یک سازمان سلسله مراتبی، آرایشی از آیتم‌ها و یا ارزش‌هاست که در آن موارد با عنوان «بالا» «پایین» و «هم‌سطح» نشان داده می‌شود و ارزش‌گذاری می‌گردد.

بصورت انتزاعی این ساختار را می‌توان بصورت مدل درختی و در ریاضیات با هندسه فراکتال بیان نمود. باز هم می‌توان هر پروژه معماری و شهرسازی را بصورت سامانه‌ای پیچیده با ساختار سلسله مراتبی در نظر گرفت.
بعنوان مثال، خطوط مترو در طراحی شهری در درجه بالاتر و خطوط اتوبوس محلی دردرجه پایین تر قرار دارند و یا راسته اصلی بازار سنتی ایران نسبت به راسته‌های فرعی در مرحله بالاتری قرار دارد.
در مورد معماری نیز سلسله مراتب فضایی متفاوت در یک طرح ارزشمند به وضوح قابل مشاهده است.
در سازه ساختمان نیز عناصر اصلی و ثانویه به هم در ایستایی ساختمان یاری می‌رسانند.بنابراین یک طراح برای هر گونه طراحی به روش فرا رشته‌ای باید به سیستم‌ها و همچنین ساختار سلسله مراتبی پروژه خود اشراف کامل داشته باشد.
اصل دیگر مورد بحث در این گفتار برخورد چند مقایسه و یا «Multi Scale»خواهد بود. وجود ساختارهای سلسله مراتبی درون هر پروژه از یک سو و همچنین ضروریت برخورد کلی نگری «Holistic» از سوی دیگر، طراح فرا رشته‌ای را بر این وا می‌دارد که در پروسه طراحی برخورد چند مقایسه و یا فرا مقیاسی را در دستور کار خود قرار دهد، طراحی شناوری که طرح در آن همزمان بین مقیاس‌های مختلف آزادانه حرکت کرده و سعی در رسیدن به طرح در مقیاس بزرگ با اصلاح اجزاء در مقیاس کوچک داشته باشد. به بیان دیگر، هر گونه اصلاحی در مقیاس فرودست و خرد باید در راستای برنامه اصلی فرا دستی در مقیاس کلان‌تر باشد. در غیر این‌صورت، طراح تصویری نادرست از کلیت و هدف طرح داشته و در نهایت پروژه با شکست مواجه خواهد شد. شاید خالی از لطف نباشد به جمله معمار معروف ایتالیایی ارنستو.ان.راجرز «Ernesto.N.Rogers» که در سال ۱۹۵۲ در منشور آتن «Athens Charter» بیان کرد اشاره کنیم که امروزه بعنوان شعار اصلی معماران ایتالیا بخصوص در مدارس معماری شهر میلان درآمده است: «از قاشق گرفته تا شهر» و یا «Dal Cucchiaio alla citta». او این شعار را که بیانگر نحوه برخورد معماران ایتالیاست را در منشور این گونه توضیح داد که در طراحی چند مقیاسه طراحی یک قاشق، چراغ و صندلی همزمان با کار کردن روی آسمان‌خراش‌های شهر صورت می‌گیرد. در حقیقت طراحی یک تمرین بسیار شفاف است که در آن معماری، گرافیک، طراحی مد، طراحی صنعتی و غیره به یکدیگر گره می‌خورند.

 

آیا رشته کار از دست رشته طراحی در رفته است؟
«Did design lost its discipline» بر این اساس و توضیحات داده شده در مورد طراحی رشته‌های مختلف و همچنین جایگاه و مقیاس آنها هر کس می‌تواند سهمی در طراحی داشته باشد. بدین معنی که اشخاص که سهمی در تغییر محیط اطراف خود و وضع موجود بسوی وضعیتی ارجح‌تر ایفا می‌کنند طراح هستند و طراح نامیده می‌شوند. این نقطه نظر را دونالد آرتور نورمان «Donald Arthur Norman» از دانشگاه «MIT» در کتاب خود به نام «The Design of Everyday things» به سال ۱۹۸۸ بیان کرده است.
در حالیکه نویسنده مقاله در دستتان، با نظر آرتور نورمان موافق بوده ولی با اضافه کردن نقش جدیدی به این سناریو سعی در روشن کردن موضوع طراحی فرا- رشته‌ای دارد. نگارنده بر این باور است که جایگاه طراح ارشد چگونه در کنار هم قراردادن این طراحان مختلف در کنار هم برای رسیدن به هدفی کلان تر است. شاید وازه مهراز واژه‌ای مناسب‌تر باشد از واژه معمار، در این داستان که جایگاه طراح فرا-رشته‌ای در حقیقت طراحی پیوند بین رشته‌هاست و نه صرفاً طراحی در رشته خود.
با پیچیده شدن جامعه و مشکلات آن و همچنین به هم پیوستگی این مشکلات، طراح ارشد با چالش‌های بیشتری برای طراحی پیوندهای بین رشته‌ای روبه رو شده است. کریگ برمنر «Craig Bremner» در مقاله خود بنام «Design Without Discipline» اعتقاد دارد که مرزهای شناخته شده بین رشته‌های طراحی و علوم از بین رفته است. نا مشخصی و بلاتکلیفی مرزها هم اکنون چیده شده و یک الگوی کارکردی شناور، میان رشته‌ای سنتی طراحی، فصل مشترک شده است.
بنابراین و به بیان ساده‌تر، طراحی فرا-رشته‌ای طراحی است که همان همزیستی بین رشته‌هاست. همزیستی به صورتی که هر رشته، رشته دیگری را تقویت می‌نماید. پس طراح امروزه بهترین ساختار پیوندی بین رشته‌ای را بر اساس شرایط طرح و پروژه، طراحی کرده و نه صرفاً خود هر رشته درگیر را.
در این نوع طراحی، لینک‌های اتصالی اهمیت بیشتری از نقاطی که با این لینک‌ها به هم متصل شده‌اند را بازی می‌کنند.
پیچیدگی طراحی فردا: روند سریع و پیشرفت علم و تکنولوژی که با پیچیده شدن مشکلات همراه شده است، شرایط کار را برای طراحان متفاوت کرده است و پیش بینی آینده و چگونگی طراحی در هزاره سوم را بسیار دشوار کرده است. آنچه که ما می‌دانیم وجود نوع‌آوری‌های دیجیتال و ایجاد فضاهای خصوصی و عمومی مجازی همچون شبکه‌های اجتماعی، ما را از فضای‌های فیزیکی بی نیاز نمی‌سازد؛ هرچند که تصویر متفاوت‌تری از معنی فضایی همه برای ما ایجاد کرده‌اند.
این یادداشت را اینجا به پایان می‌رسانیم اما بحث مولف، اثر و خواننده در معماری کماکان باقی است. آیا طراحی در آینده از طراحی چند مولفی و یا فرا-مولفی «Multi-Authored» الهام می‌گیرد؟ آیا طراحی آینده بستری باز از داده است؟ «open data platform» که همچون ویکیپدیا «Wikipedia» از علائق طراحی فرد گرایانه دور شده و به سوی روشی دینامیک و تعاونی «Collaborative» در حرکت است؟ آیا این همان طراحی فرا-رشته‌ای است؟

 

ادامه گزارش در لینک زیر:

گزارش دومین سمپوزیوم تخصصی طراحی در هزاره سوم . بخش سوم / «مدیریت خلاقه هنری، سازنده هویت یکپارچه میان رشته‌ای‌ها»

 

منتشر شده در: فصلنامه طراح / شماره ۱۰، بهار ۱۳۹۳ ، گزارش ، صفحه ۱۲۶

به قلم: پروفسور ماسیمو تادی ، دکتر شهروز وهاب‌زاده

کپی‌رایت این مطلب متعلق به «فصلنامه طراح» می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) با هر شکل و عنوان، فقط با پذیرش کتبی شرایط گروه رسانه‌ای طراح در ثبت مرجع و ماخذ امکان‌پذیر است.