… با تلاش همه اقشار جامعه، ساختمان‌های انتظار، سازه‌های انتظار و اسکلت‌های انتظار جزئی از واژگان ساختمان‌سازی ایران شده است. واژه‌ای که مرغ پخته را در اروپا به خنده می‌اندازد، هرچند برای همین مرغ در ایران این اتفاق عجیبی نیست و احتمالاً خیلی جدی به ما نگاه می‌کند و از هورمون‌هایی که به خورد ما می‌دهد لبخند می‌زند. پس اگر کمی از مرغ‌های پخته اروپایی باهوش‌تر باشیم از خود می‌پرسیم که اگر ساختمان تمام‌شده است و تمام عملکردهای آن تأمین‌شده، این ستون‌ها و میلگردهای انتظار در انتظار چه هستند، اگر تمام نشده و عملکردهای لازم برای تأمین آسایش کاربران هنوز ساخته نشده است، پس چگونه ساختمان راه‌اندازی، افتتاح و مشغول به کار می‌شود؟…


منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۸، نیمه اول آذر ۱۳۹۵ ، صفحه آخر، صفحه ۱۶

به قلم: مرتضی نظری‌زاده


انتظار، واژه‌ای که در صنعت ساختمان در بسیاری پروژه‌ها از کوچک تا بزرگ طراحان، مجریان و کارفرمایان با آن مواجه می‌شوند و اغلب چاره‌ای ندارند جز اینکه یکدیگر را به آن دعوت کنند…
این کلمه دارای ساختاری ویژه است، ازیک‌طرف دلالت بر صبر دارد و از طرف دیگر صبری است که در پایانش باید دارای نتایج دلخواه باشد، یعنی نمی‌تواند بدون نتیجه مطلوب و مناسب باشد. به همین دلیل بااینکه در جامعه ما آدم‌های صبور بسیار کم هستند، آدم‌های منتظر بسیار زیادند. به‌این‌ترتیب ما همیشه در انتظار آینده‌ای مجهول بوده‌ایم. انتظار یک عشق فوق‌العاده، یک پول قلمبه، یک موقعیت شغلی عالی، یک‌راه برای نجات از کمبودهای زندگی، در همه این انتظارات بدون اینکه حرکتی کرده باشیم -به قول آن شوخی معروف، بدون اینکه بلیت بخت‌آزمایی خریده باشیم- انتظار برنده شدن داریم، انتظاری که ما را به رکود و رخوت کشانده و گاهی ما را تا سرحد جنون می‌برد و وادار به کارهای عجیب‌وغریب می‌کند، اما یک‌ روی دیگر سکه، انتظار کشیدن و کاری منتظرانه انجام دادن است، این کار عجیب‌تر از انتظار کشیدن و کاری انجام ندادن است، زیرا برای این انتظار کاری انجام می‌شود، یعنی در راستای منتظر بودن مشغول انجام کاری می‌شویم، درحالی‌که انتظار همان‌طور که از کلمه‌اش برمی‌آید یعنی انجام یک عمل و سپس صبر کردن برای رخ دادن یک اتفاق، نه اینکه در حین منتظر بودن کارهایی انجام دهیم و برای رخ دادن اتفاق دست به دامن شرایط نادرست شویم و پدیده‌ای ناقص و معیوب را با همین بهانه حتی مورداستفاده و بهره‌برداری قرار دهیم. پس مانند خیلی از واژه‌ها انتظار را هم به مسخره گرفته‌ایم. حالا این واژه جدید را در کارهای خود بکار می‌بریم، پس هرکاری که انجام می‌دهیم به دلیل همین انتظار، ناقص است، یعنی چون می‌توان منتظر تکمیل آن ماند و کسی به ما ایراد نمی‌گیرد، پس آن کار را به بهانه اینکه منتظر هستیم، ناقص رها می‌کنیم یا مورد بهره‌برداری و افتتاح قرار می‌دهیم. ما در این مقاله دسته‌های مختلف منتظران را در صنعت ساختمان بررسی می‌کنیم.

دسته اول؛ قدرتمندان منتظر: آن‌هایی که برای پایان انتظار مردم، یا منتظر بودجه هستند، یا فلان اعتبار، یا قانون جدید، یا پول بادآورده، یا یک شریک تجاری خارجی، یا هزار ماجرای دیگر برای اینکه شاید ابروباد و مه و خورشید و فلک در کار شوند تا دولت و ملت نانی به کف آورند و اغلب به‌غفلت نوش جان کنند و پس از نوش جان کردن بخش بزرگ نان توسط اصحاب قدرت و بخش کوچکی از آن برای تکمیل کار استفاده شود. (واقعاً که عناصر طبیعت این‌قدر بی‌کارند که همه باهم فقط دنبال تکه نانی برای ما هستند، حالا چرا سهم بعضی تکه نان و سهم بعضی تکه بوقلمون می‌شود خود بحثی است.) حالا اگر کسی به دوستان ایراد بگیرد که چرا کار را تمام نمی‌کنید، باز می‌توان بهانه آورد که منتظر چیزی هستیم که اتفاق بیفتد و کار را آسان کند. این روند بیشتر مخصوص منتظران دولتی، نیمه‌دولتی یا آدم‌هایی با رانت ویژه است.

دسته دوم؛ خواص منتظر: در پله پایین‌تر دسته دیگری از منتظران قرار دارند، پولدارهایی با روابط خاص. داشتن پول دلیل انتظار آنان نیست. آنان به دلیل روابط ویژه‌ای که دارند همیشه منتظر کسب رانتی ویژه برای تکمیل پروژه‌های خود هستند، مثل بسیاری از مجتمع‌های تجاری، یا برج باغ‌های بیست طبقه، یا اداری‌های بافت باارزش اقتصادی، یا مسکونی‌های بلندمرتبه با منظره ابدی رو به شهر، یا هزار ساختمان دیگر که منتظر یک اصلاحیه در قانون شهرداری و همکاری دوستان هستند تا از طول و عرض بزرگ شوند و در چشم و گوش شهر فرو روند، یا منتظر می‌مانند تا در کمیسیون ماده نود، صد یا سیصد برایشان فرجی شود و می‌دانند در منطق اقتصادی این صبر پاداشی شیرین نزد پروردگار دارد، چون یک متر بنای بیشتر از جواز ساخت، در نبش خیابان فرمانیه همه پول‌های شیرینی داده‌شده، روابط استفاده‌شده و انتظار پرالتهاب را آرام می‌کند و بر دل ناآرام کارفرما و مالکین پروژه مرهم می‌گذارد. پس این نوع انتظار کار بدی نیست، البته برای خواص. هرچند کار ساختمان را پنج یا ده سال طولانی‌تر کند، اما در پایان حتی اگر برای خود شخص خوب نشود، حداقل برای وارثانش خوب می‌شود.

دسته سوم؛ ثروتمندان منتظر: یک پله پایین‌تر از این خواص، آدم‌های پولدار هستند، آن‌ها پول‌دارند ولی روابط ویژه‌ای ندارند، پس پروژه خود را با انتظاری طولانی آغاز می‌کنند و ادامه می‌دهند، انتظار برای اتفاقی که بتواند مجوز مسکونی را به اداری یا تجاری تبدیل کند، یا به‌جای شصت بعلاوه دو ناگهان با پیدا شدن یک شیرینی بگیر، هشتاد درصد بنا و صد در صد زیرزمین را نصیب آن‌ها کند، یا ویلایشان را با مجوز غلط بر بنیان غلط پیش می‌برند تا اینکه جلوی کارشان را می‌گیرند و ازآنجاکه آن‌ها انتظار را خوب یاد گرفته‌اند آن‌قدر منتظر می‌مانند تا شهرداری و دوستان همه از رو بروند و اجازه دهند با دریافت اندکی! پول به بهانه هدیه جهت ارتقاء زیرساخت‌ها ویلای مذکور کارش را ادامه دهد. پس بازهم اینجا با نوعی انتظار مواجه هستیم که معمولاً نتیجه شیرینی دارد.

دسته چهارم؛ متفکران منتظر: بازهم یک پله پایین‌تر می‌رویم، کسانی که پول‌دارند ولی نه زیاد و چون خود را جزئی از طبقه اندیشمند می‌دانند، حاضر به انجام هرکاری نیستند، اما بازهم اهل کارهایی هستند، اهل شیرینی خوردن، خریدن و پخش کردن هم نیستند، ولی به‌شدت منتظرند، آن‌ها ساختمان با مجوز مسکونی را به‌صورت اداری می‌سازند تا شاید در انتهای کار بتوانند مجوز لازم را بگیرند، اگر هم نشد عیبی ندارد وقتی می‌شود ساختمان را باحالتی مریض و معیوب به نام موقعیت اداری به فروش رساند، پس بازهم این انتظار ارزش خود را دارد. این قشر بیشتر در ساختمان‌های مسکونی چهار یا پنج طبقه مشغول هستند، منتظر مجوز طبقه پنجم می‌ماند تا اینکه نزدیک به پایان کار متوجه می‌شود، فعلاً مجوز ساخت پنج طبقه را نمی‌دهند، پس تصمیم می‌گیرد ساختمان با طراحی پنج طبقه را با چهار طبقه و بیرون نگه‌داشتن اسکلت و میلگردهای انتظار بسازد تا اینکه روزی از راه برسد که جهان پر از پنج طبقه شود و او هم از این نمد صاحب کلاهی گردد. البته چون جزئی از قشر متوسط و به‌اصطلاح متفکر جامعه هست، انتظاراتش هرلحظه با هر تکانی تکان می‌خورد، او پیوسته منتظر اتفاقات جهانی است، بلند نمی‌شود و کارش را بدون نگاه به اینکه این‌وآن چه می‌کنند انجام دهد، بیشتر منتظر شکست کسانی است که می‌شناسد تا پیروزی‌های خود. بیشتر منتظر این است که تکلیف رئیس‌جمهور آمریکا مشخص شود تا اینکه به بهتر انجام دادن کار خود بیندیشد، به‌این‌ترتیب پروژه‌ای که باید در چهارده ماه پایان یابد، گاهی به دلیل انتخابات تعطیل می‌شود، گاهی برای انتخاب زیباترین زن جهان، چرا؟ به دلیل اینکه این قشر به‌ظاهر متفکر به انتظار تأثیرات جهانی انتخاب بهترین بانوی جهان بر قیمت سیمان می‌نشیند و پروژه را تا اطلاع ثانوی تعطیل می‌کند که مبادا ضرری کند که اغلب هم ضرر می‌کند.

دسته پنجم؛ تلاشگران منتظر: به پایین‌ترین پله می‌رسیم، کسانی که با هزار زحمت، تلاش و مشارکت دورهم جمع می‌شوند تا در حواشی شهرهای بزرگ شروع به ساخت‌وساز و پیشرفت کنند تا به دسته‌های بالاتر راه یابند، این دوستان یکی از عجیب‌ترین انواع انتظار را رقم می‌زنند. ساختمان‌های سه یا چهار طبقه‌ای که کارفرما به دلیل کمبود پول، آن‌ها را با همان نما ولی به‌صورت دوطبقه و با میلگردهای انتظار در اسکلت پشت‌بام می‌سازد، یعنی نازک‌کاری تمام می‌شود و سازنده هنوز در انتظار پولی است که بتواند با آن ساختمانش را سه‌طبقه کند و قیافه دیدنی طراح پروژه (اگر طراح داشته باشد) و سکوت دیگر شریکان و مالکان ساختمان که نمی‌تواند تبدیل به فریاد شود، چون اکثر همسایه‌ها این کار را کرده‌اند و در خانه‌هایی با این شکل زندگی می‌کنند و همه باهم منتظر روزی هستند که ناگهان همه‌چیز تغییر کند و ساختمانشان یک طبقه اضافه داشته باشد.
به‌این‌ترتیب با تلاش همه اقشار جامعه، ساختمان‌های انتظار، سازه‌های انتظار و اسکلت‌های انتظار جزئی از واژگان ساختمان‌سازی ایران شده است. واژه‌ای که مرغ پخته را در اروپا به خنده می‌اندازد، هرچند برای همین مرغ در ایران این اتفاق عجیبی نیست و احتمالاً خیلی جدی به ما نگاه می‌کند و از هورمون‌هایی که به خورد ما می‌دهد لبخند می‌زند. پس اگر کمی از مرغ‌های پخته اروپایی باهوش‌تر باشیم از خود می‌پرسیم که اگر ساختمان تمام‌شده است و تمام عملکردهای آن تأمین‌شده، این ستون‌ها و میلگردهای انتظار در انتظار چه هستند، اگر تمام نشده و عملکردهای لازم برای تأمین آسایش کاربران هنوز ساخته نشده است، پس چگونه ساختمان راه‌اندازی، افتتاح و مشغول به کار می‌شود؟ به قول یکی از دوستان شوخ‌طبع، این ساختمان‌ها نماینده معماری پویا و منعطف هستند، چه چیزی عجیب‌تر از این تفکر که ساختمانی می‌تواند تبدیل به چیزی بزرگ‌تر یا کوچک‌تر از طراحی ابتدایی خود باشد یا هیچ‌گاه تمام نشود، چون همه منتظرند تا ببینند چه می‌شود کرد، اتفاقی که هرروز شاهد آن هستیم، پروژه‌هایی که با انتظارات زیادی شروع می‌شوند و با انتظاری ابدی هیچ‌گاه تمام نمی‌شوند.

 

منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۸، نیمه اول آذر ۱۳۹۵ ، صفحه آخر ، صفحه ۱۶

به قلم: مرتضی نظری‌زاده

کپی‌رایت این مطلب متعلق به مولف می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) با هر شکل و عنوان، فقط با پذیرش کتبی شرایط گروه رسانه‌ای طراح در ثبت مرجع و ماخذ امکان‌پذیر است.