هرساله هزاران دانشجوی معماری، پژوهش‌های مجلد سرمه‌ای‌رنگ و طلاکوب شده‌شان را به همراه ماکت‌هایی که قطعاً به خاطرش شب‌های بسیاری را با بیداری به صبح رسانده‌اند، در دست می‌گیرند و به امید آینده‌ای درخشان چه در بازار کار و چه برای ادامه تحصیل، با افتخاری توأم با اضطراب، به سراغ ارائه‌ی پروژه‌های خود می‌روند. اضطرابی ناشی از چگونه به پایان رسیدن؛ یا به‌عبارتی‌دیگر: «چگونه قضاوت شدن…!»


منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۳۳ ، نیمه دوم دی ماه ۱۳۹۶ ، منطقه آزاد ، صفحه ۱۰

به قلم: پرستو جعفری


فصل، فصلِ تکاپوی دانشجویان است به دنبال نگارشِ پایانی به نامِ «پایان‌نامه»؛ پایانی برای جمع‌بندی آنچه در مقطع تحصیلی‌شان آموخته‌اند. دراین‌بین اما دانشجویان معماری و شهرسازی و شاخه‌های مشابه، حال و هوای متفاوت‌تری را می‌گذرانند. نگارش مبانی و پژوهش‌ها از یک‌سو و طراحی‌های برخاسته از دل این پژوهش‌ها از سویی دیگر…

هرساله هزاران دانشجوی معماری، پژوهش‌های مجلد سرمه‌ای‌رنگ و طلاکوب شده‌شان را به همراه ماکت‌هایی که قطعاً به خاطرش شب‌های بسیاری را با بیداری به صبح رسانده‌اند، در دست می‌گیرند و به امید آینده‌ای درخشان چه در بازار کار و چه برای ادامه تحصیل، با افتخاری توأم با اضطراب، به سراغ ارائه‌ی پروژه‌های خود می‌روند. اضطرابی ناشی از چگونه به پایان رسیدن؛ یا به‌عبارتی‌دیگر: «چگونه قضاوت شدن…!»

بیایید زمان را چندماه به عقب‌تر بازگردانیم؛ به آن روزهایی که دانشجوی معماری، در آستانه‌ی انتخاب موضوع موردعلاقه‌ی خود برای پرداختن به پروژه‌ی پایان‌نامه است. بعد از چهارسال و یا بیشتر تحصیل در این رشته، دانشجو بهتر از هرکس دیگری می‌داند بیشترین علاقه‌اش نسبت به چه موضوعی‌ست؛ در طراحیِ چه موضوعی تسلط بیشتری دارد و یا می‌خواهد داشته باشد؛ بهتر از هرکسی می‌داند که قادر است با چه موضوعی کلنجار برود و یا حتی سروکله بزند!

اما این دانستن‌ها، مسئله‌ی اصلی روندِ پایان‌نامه نیست؛ مسئله یا شاید بهتر بگویم، «معضل» اصلی، واکنش‌هایی‌ست که دانشجو با آن‌ها مواجه می‌شود. واکنش‌هایی از سوی کسانی که با آنان به مشورت می‌پردازد و درنهایت به شخصی به نام «استاد راهنما» می‌رسد. اگر بخت با دانشجو یار باشد و مدرس یا همان استادِ موردنظرش، بر روی موضوع پیشنهادیِ دانشجو تسلط کافی داشته باشد و آن را به مسیری که صرفاً موردعلاقه‌ی شخص خودش است نکشاند، این دانشجو به‌نوعی خوش‌شانس‌ترین دانشجویی‌ست که در آستانه‌ی فراغت از تحصیل به سر می‌برد؛ اما بازهم سختی ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود!

بیشترین اضطراب دانشجو مربوط به لحظاتی‌ست که قرار است «قضاوت» شود؛ قضاوت توسط مقامی به نامِ «داور»! اینکه داورانِ انتخاب شده، به چه میزان شناخت و تسلط، یا بهتر بگویم، «سواد» کافی در بابِ پروژه‌ی انتخابی دانشجو را داشته باشند، متأسفانه دارای کمترین اهمیتی نیست. عموماً داور مقامی‌ست که برای «کوباندن» و نه «نقد» دانشجو بر روی صندلی می‌نشیند و به‌زعم خود به «قضاوت» او می‌پردازد.

حال باید دید که نتیجه و تأثیر این اضطراب بر روی دانشجو چیست؟!

ناچاریم بازهم کمی به عقب‌تر بازگردیم. دانشجویی که در تکاپوی انتخاب موضوع برای هفت‌خوان پایان‌نامه است، کابوسی دارد به‌ نام «جلسه‌ی دفاع»! و سناریو به‌این‌ترتیب است که سه تن روبروی او نشسته که یکی از آن‌ها برای او آشناست و دو تنِ دیگر سلاحِ «نقد» را به‌سوی او نشانه رفته‌اند و در این مقال نمی‌گنجد که قید کنیم با چه هیبتی در ذهن دانشجو مجسم می‌شوند! دانشجو در همان برهه‌ی اضطرابِ ناشی از دیدارِ هم‌زمانِ این سه تن، با وجود معضلات دیگری همچون کمبود وقت و هزینه، آنچه به ذهنش ساده‌ترین راه جلوه می‌کند، انتخابِ یک موضوع تکراری و نخ‌نما برای هرچه راحت‌تر گذراندنِ خوانِ آخر است. اگر دانشجو کمی صلح‌طلب باشد و به دنبال کشمکش‌های قریب‌الوقوعِ جلسه‌ی دفاع نباشد (و البته کمی هم راحت‌طلب باشد!)، به ساده‌ترین شکل ممکن به سراغ پایان‌نامه‌های آماده می‌رود تا شاید کمی از حجم آن هیبت‌ها در ذهنش کاسته شود.

درنهایت، همه‌ی این امور دست‌به‌دست هم می‌دهند و آنچه اتفاق میفتد، هزاران هزار موضوعِ غیرخلاقانه و تکراری‌ست که هرساله کاغذهای بسیار هدر داده و پول‌های بسیاری را بر باد می‌دهد…

شاید یکی از معضلات مهم سال‌های اخیر در دانشگاه‌ها بالأخص در رشته‌های مذکور، کمبودِ مدرس لایق و قضاوت‌کننده‌ی مسلط و واجد شرایط است. دانشجو نیز شخصی‌ست که راهی ندارد به‌جز آموختن از این دو! پس شاید بهتر باشد به‌جای سدها و خوان‌هایی که شاید هرروزه و یا هرساعته به خوان‌های روند پایان‌نامه اضافه می‌شود، تجدیدنظری در ارتباط با این معضل اتفاق بیفتد.

به امید آن روز که دانشجوی مضطرب از قضاوت‌های دلسردکننده، بدون دغدغه و حواشی، با ایمان به تلاش و استعداد خود، در مقامِ یک فارغ‌التحصیل از این رشته‌های نه‌چندان کم زحمت، آجری به دیوار علمِ این سرزمین بیفزاید!

 

منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۳۳، نیمه دوم دی ماه ۱۳۹۶ ، منطقه آزاد ، صفحه ۱۰

به قلم: پرستو جعفری

 

کپی‌رایت این مطلب متعلق به «دوهفته نامه طراح امروز» می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) با هر شکل و عنوان، فقط با پذیرش کتبی شرایط گروه رسانه‌ای طراح در ثبت مرجع و ماخذ امکان‌پذیر است.