…آرتیست‌ها امروزه در ژانرهای مختلف کاری مثل جلوه‌های ویژه، تبلیغات، صنایع بازی و شبیه‌سازی معماری اغلب دیده می‌شوند که به دنبال هدف‌های عجیب‌وغریب و یا ضدونقیضی می‌روند؛ هنگامی‌که عده‌ای می‌کوشند تا به‌وسیله‌ی کامپیوتر تمامی اهداف و تمایلات خود را به سرانجام برسانند و غیرممکن‌ها را به ممکن تبدیل کنند، دیگران در این درازا در حال تکرار کردن دنیای پیشین خودشان هستند. درهرصورت هر دو دارای یک نقطه‌نظر مشترک هستند که اثر هنر خود را کامل کنند، حال‌آنکه تا چه اندازه موفق بشوند تا تصویر خود را هنری، بی‌نقص، واقعی و یا قابل‌قبول ارائه کنند به خودشان بستگی دارد….


منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۳۲، نیمه اول دی ماه ۱۳۹۶ ، حرفه نگاری ، صفحه ۱۲

به قلم: محسن هاشمی


به‌عنوان یک هدف، به دست آوردن یک خروجی واقعی یا عکاسانه نیازمند آگاهی از چند قدم خلاقانه است؛ از جمع‌آوری رفرنس‌ها و مدل‌سازی تمامی صحنه به همراه اشیای داخلی آن گرفته تا ریزترین جزئیات ملزوم در یک صحنه که اگر می‌خواهیم به‌درستی واقعی به نظر بیاید قطع به‌یقین در خروجی نهایی ما مؤثر خواهد بود. دقیقاً این قسمتی از مجموعه ایست که در اینجا می‌خواهیم به بیان آن بپردازیم و دلیل آن‌هم درخواست‌های زیادی است که از من شده تا در حد توانم به روشن کردن جزئیات کار بپردازم.
«خوب دقت داشته باشید که این صرفاً یک آموزش پست پروداکشن نیست؛ درحالی‌که همسو و هم‌جهت با پست پروداکشن هستند حتماً می‌بایستی خاطرنشان کنم که ریز نکاتی لازم است تا شما بتوانید کار را برای یک عمل پست پروداکشن موردقبول آماده کنید که بسیار حیاتی هستند و شاید بدون آن‌ها فرآیند پست پروداکشن معنی نداشته باشد و تضمینی است برای به ثمر رساندن هرچه بهتر نتیجه‌ی کار».
فتوتراپی یک مقوله‌ی بی‌انتهاست؛ من تظاهر نمی‌کنم که آن را فراگرفته‌ام، اما قطعاً جزو آرزوهای من است و من اینجا مواردی که آموخته‌ام را به‌عنوان چند نکته برای شما بازگو می‌کنم که جزو چند نقطه‌ی بنیادی کار من است که در زمره‌ی کاری خود در نظر دارم.

نگاهی عکاسانه
بسیاری از نکات زیر جزو موارد ادراکی برای زمانی هستند که شما از ابزار دیجیتال خود به‌عنوان دوربین واقعی که شبیه‌سازی‌شده استفاده می‌کنید. اغلب ابزارها مخصوصاً نرم‌افزارهای رندر و پست پروداکشن، به زبان عکاسی‌محور استفاده می‌شوند که تحت الفاظی چون اکسپوژر، عمق میدان، میدان دید و … قرارگرفته و نقطه‌ی قوتشان به‌حساب آمده و برخلاف دوربین‌ها تحت پارامترهای فیزیکی قرار نگرفته‌اند. درنتیجه، بخش عمده‌ای از دیدگاه عکاسانه در پذیرفتن این پارامترها نهفته و دست ما را تا حد زیادی در تنظیمات دلخواه آن‌ها باز می‌گذارد و در تعریفی به‌عنوان قوانین اصلی این رویکرد به شمار می‌رود.
دیدگاه عکاسانه صرفاً به معنی قبول کردن برخی محدودیت‌های عکاسی نیست، بلکه استفاده از عکاسی به‌عنوان منبع و منشأ اصلی کار شماست؛ این بدین معناست که عکاسی و رویکردهای عکاسانه می‌بایستی به‌عنوان سرمنشأ کار شما قرار بگیرد، همان‌گونه که ممکن است خلاف طبیعت و یا دیدگاه آرتیستی شما باشد. عکاسی به ذات خود واقعی نیست، بلکه حقیقتی است که توسط لنز دوربین شما تصویری واقعی یا یک فیلم را با تمام عجایبی که در آن وجود دارد به وجود می‌آورد.
تقلید کردن این عجایب کاربردی شامل راه‌هایی مطمئنی است که تمامی دارایی شما را واقعی به تصویر می‌کشد. پس در حین انجام فرآیند لازم است تا رفرنس‌های واقعی خود را همیشه به همراه داشته باشید و هرازگاهی به آن‌ها نگاه کنید تا اطمینان حاصل شود که در مسیر درستی قرار دارید. حتی هنگامی‌که در حال آماده‌سازی مدل‌های کار خود و یا متریال‌های آن هستید، دقت داشته باشید تا آن‌گونه که در دنیای واقعی به نظر می‌آیند باشند نه صرفاً در هنگامی‌که پشت لنز قرارگرفته‌اند.

دنیای خود را واقعی کنید
فتوتراپی معمولاً در بین حیله و فوت‌وفن‌ها قرار داشته و به معنای متقاعد کردن بیننده‌ها به شکلی است که وقتی تصویری را می‌بینند، چیزی فراتر از محتویات آن تصویر را مشاهده کنند. اگر هدف شما تصویرگری از یک عکس متعلق به دنیای حقیقی از داخل یک دوربین است، حتماً می‌بایستی که دنیای دیجیتال خود را نیز تا حد و اندازه‌ی زیادی به نمونه‌ی واقعی نزدیک کرده و با تناسبات شروع کنید.
وقتی به یک تصویر نگاه می‌کنیم، اگر شامل مقادیر بسیار منطقی تناسباتی باشد، می‌توانیم اطلاعات بسیار زیادی را از آن خارج نماییم؛ مانند مه‌های کلی، سایه‌هایی به‌صورت گرادینت یا عمق میدان که در میان سرنخ‌های بسیار به دست آورده‌ایم، همه‌چیز را عنوان می‌کنند. چه به‌ عکس یک اسباب‌بازی ساده نگاه کنیم یا یک منظره از یک کلان‌شهر بزرگ. تغییر زمان‌ها در یک تصویر از خیابان، به‌طور مثال، ایده‌ی خوبی است تا بدانیم در زمان‌ها و بازه‌های مختلف چه چیزهایی را در معرض دید خود داریم.
اگر در مقیاس واقعی کار مدلینگ خود را انجام داده باشید، چیزهایی مثل پخش نور و یا عمق میدان، بسیار شبیه چیزی خواهند بود که در خود تصویر عکاسانه‌ی شما به وجود آمده‌اند؛ بدون آنکه نیاز باشد در به وجود آوردن آن‌ها اغراق کنید. برای مثال مه، غبار و یا عمق میدانی که در محور افق به وجود می‌آیند، مقیاس بسیار بزرگ و واضحی را از فضا آشکار می‌کنند. همان‌گونه که این یک آموزش ساخت متریال نیست، ارزشش را دارد از متریال‌هایی که باعث نابود کردن فتوتراپی درصحنه‌ی شما می‌شوند، چند نکته‌ای را عنوان کنیم:
ساختن متریال‌های واقعی بسیار کار سخت و طاقت‌فرسایی است که می‌توان کتاب‌های بسیاری برای آن نوشت. دوره‌ی گرنت وارویک یکی از دوره‌های خیلی خوب برای ساخت و درک هرچه بهتر متریال‌ها است، اما پیش از آن می‌خواهم چند نکته‌ای برای شما بازگو کنم تا صدمه‌ای به رندر شما به‌واسطه‌ی متریال ضعیف وارد نیامده و سعی کنید تا ارائه‌ی هرچه بهتری از رندر خود داشته باشید.
ضرورتاً شما می‌بایستی به‌دقت مواظب مقادیر رنگ‌ها در «اسلات دیفیوز» متریال خود باشید؛ زیرا مقادیر بالای رنگی در حدود ۲۵۵-چه از رنگ استفاده کنید و یا از یک مپ با این مشخصات- ممکن است اشتباهاتی در روند کاری شما به وجود آورد. این مقادیر بالا نه‌تنها در زمان رندر شما ممکن است تأثیر بگذارند، بلکه ممکن است تمامی خصوصیاتی که رندر فتوریل شما داشته است را زیر سؤال ببرند و تصویری غیرواقعی و با غلظت رنگ بالا را برای شما به ارمغان آورد. از طرفی هم هیچ‌گاه نمی‌توانید از مشکی یا سفید غلیظ در کارهای خود استفاده کنید؛ زیرا به‌هیچ‌عنوان در دنیای واقعی وجود ندارند. مشکی غلیظ، تمامی نورها را جذب می‌کند و سفید غلیظ نیز تمامی نورها را منعکس می‌کند. به‌عنوان یک راهنما، من برای نورهای روشن از عدد ۱۸۰ استفاده می‌کنم و نهایتاً تا ۲۰۰ بالا می‌برم، حتی اگر از یک تکسچر استفاده می‌کنید، غلظت رنگ را با پیک کالر بسنجید تا از این مقادیر بالاتر نروند و مقادیر بالای رنگی را از آن‌ها بگیرید. من همچنین همیشه مقادیری از غلظت تکسچرهایی را که از عکس‌ها با فتوشاپ می‌سازم را قبل از اینکه از آن‌ها استفاده نمایم، حذف می‌کنم. همچنین نیاز است که در ساخت تکسچرها دقت کنید تا هنگامی‌که در کنار هم قرار می‌گیرند به‌صورت تایل دیده نشوند. این‌ها تناسبات غلظتی یک تکسچر نام دارند. حتی درختانی که در کارهایم از آن‌ها استفاده می‌کنم هم از تکسچرهای مختلف با متریال‌های متعددی ساخته‌شده‌اند تا از تکرار هر تکسچر یا متریال در آن‌ها جلوگیری کرده و درنهایت بتوان گفت که همه‌ی اجزای موجود در تصویر به‌خوبی در کنار هم آمده‌اند.

.

.

منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۳۲، نیمه اول دی ماه ۱۳۹۶ ، حرفه نگاری ، صفحه ۱۲

به قلم: محسن هاشمی

.

کپی‌رایت این مطلب متعلق به «دوهفته نامه طراح امروز» می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) با هر شکل و عنوان، فقط با پذیرش کتبی شرایط گروه رسانه‌ای طراح در ثبت مرجع و ماخذ امکان‌پذیر است.