.. چالش توسعه در اطراف حرم‌های مقدس، اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. افزایش جمعیت، تغییر نظام‌های سیاسی، تسهیل حمل‌ونقل و شاید رشد کمی ِ شعائر دینی سبب شده است تا مراجعه به حرم‌های شیعی برای زیارت افزایش حیرت‌انگیزی داشته باشد. آمار ۴۰ میلیونی ایام اربعین که زیارت نجف، کربلا و تا حدودی کاظمین و سامرا را نیز شامل می‌شود، در طول یک سال زیارتیِ مشهد مقدس، به قریبِ ۲۰ میلیون نفر می‌رسد. این رشد کمی، قطعاً بافت اطراف حرم را با تقاضای رشد کمی ظرفیت‌ها مواجه می‌کند. صورت‌مسئله‌ای که به‌راحتی پای منافع و تضاد منافع بسیاری را به میان می‌کشد. دوگانه‌های بسیاری وجود دارد….


منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۲۳، نیمه اول شهریور ماه ۱۳۹۶ ، امروز ، صفحه ۳

به قلم: محسن اکبرزاده


۱-زائر و مجاور:
آیا بافت پیرامون حرم باید در خدمت پذیرش زائر باشد یا در خدمت ساکنینی که در اصطلاح به آن‌ها مجاور گفته می‌شود؟ مجاور چه کسی یا چه چیزی؟ مجاور همان حرمی که علت وجودی پدیداری این شهر است؟ در نام‌گذاری ساکنین مشهد به لفظ مجاور، اشاره ظریفی نهفته است. گویا قرارداد شده که مشهد ساکن معمولی ندارد و حتی ساکنین در نسبت با حرم تعریف می‌شوند. درنتیجه، چه زائر و چه مجاور، در نسبت با ایده زیارت نام‌گذاری شده‌اند و باید منافعشان در راستای جریان زیارت محترم شمرده شود. در اینجا تضاد واقعی خود را بهتر نشان می‌دهد. تضاد حقیقی بین دو اصطلاح مجاور و شهروند قرار دارد. آیا مشهد شهری متشکل از زائرین و مجاورین است و یا زائرین و شهروندان؟ و بعدتر حتی می‌توان گفت گردشگران و شهروندان. این تعاریف نه لفاظی‌های ذوقی و ایدئولوژیک، بلکه نماینده نگرش‌هایی است که نظام توسعه پیرامون حرم را برنامه‌ریزی می‌کنند. هنوز بر سر انسان‌شناسی بافت پیرامون حرم، تفاهمی صورت نپذیرفته ولی ضوابط بسیاری برای این انسانِ تعریف‌نشده به تصویب رسیده است!

۲-زیارت و گردشگری:
مجزا از آنکه این انسان کیست و در جستجوی چه به مشهد آمده، بدیهی است که اطوار و حالات و نیازهای گوناگونی داشته باشد؛ اما آیا در این مورد حقی هم دارد و یا ترجیحی دراین‌باره می‌توان در نظر گرفت؟ آیا کسی که به زیارت امام معصوم آمده، صحیح است که بخشی از وقتش را به تفرج در پارک‌های آبی مشهد بگذراند یا در طرقبه و شاندیز رستوران گردی کند؟ و صدالبته که چه چنین حقی را داشته باشد و یا نه گویی تکلیف دارد که از مجتمع‌های تجاری تقریباً بی‌نهایت مشهد خرید کند. این موضوعات یکی از بحرانی‌ترین حوزه‌های کشمکش در مدیریت شهری مشهد است. هرچند عمده سرمایه‌گذاری‌های صورت گرفته در حوزه فعالیت‌های گردشگرانه ظاهراً غیر زیارتی از سوی جریانات سیاسی مذهبی اصولگرا و یا نسبتاً وابسته به نهادهای نظامی صورت گرفته است و انتظار می‌رود که این نهادها مطالبه‌گران اصلی رجحان بخشیدن زیارت بر گردشگری باشند، اما چه می‌توان کرد که چنین نیست. آیا صداوسیما و یا دیگر رسانه‌های مسئول، آن‌قدر که مجموعه پدیده را تبلیغ کرده‌اند، درباره امام‌زاده‌های زیارتی و قبور علما در مشهد تبلیغ و تبیینی داشته‌اند؟ حتی امام‌زاده‌هایی که مردم با بی‌اطلاعی در مسیر پدیده شاندیز از کنار آن‌ها می‌گذرند و به‌اندازه یک رستوران شیشلیک فروش نیز مراجعه‌کننده ندارند؟ به نظر می‌رسد که همه در عمل با توسعه تفریحی مشهد موافق و توأمان دراین‌باره متأسف‌اند.

۳- بافت سنتی و جدید:
قائم‌مقام سازمان میراث فرهنگی کشور، دکتر طالبیان در مصاحبه‌ای که با ایسنا پیرامون تصویب طرح منظر پیرامون حرم مطهر داشتند بر این موضوع تأکید کردند که بسیاری از خانه‌های تاریخی در اطراف مشهد ازدست‌رفته و ما سعی می‌کنیم موارد باقی‌مانده را حفظ کنیم. این تلاش در دوگانه زائر و مجاور، کدام طرف قضیه را گرفته؟ احتمالاً طرف زائر نیست. در دوگانه‌ی زیارت و گردشگری چه؟ احتمالاً طرف زیارت نیست؛ اما این طرح با این ایده به تصویب رسیده که حریم بصری و منظرین پیرامون حرم را حفظ کند. برای خوشایند چه کسی؟ زائر؟ مجاور؟ یا خود امام معصوم؟ ایشان در فرمایش خود تصریح می‌کنند که این خانه‌های تاریخی می‌تواند به هتل‌هایی مجلل‌تر از هتل‌های لوکس فعلی تبدیل شود. این ایده در کدام سمت این دوگانه‌ها قرار دارد؟ آیا هنوز هم دغدغه این طرح حرم است؟ هتل‌های مجلل پاسخگوی کدام نیاز است؟ نیازهای مؤمنانه یا گردشگرانه؟ حفظ یک دیوار آجری قاجاری با خرده آجرکاری‌های باقی‌مانده روی آن، با کدام هدف صورت می‌پذیرد؟ ابهام در این هدف، مهم‌ترین عامل در ایجاد فرصت برای تخریب آن دیوار است. چراکه در میان مردم علاقه‌مند به مشهد هیچ همدلی را برنمی‌انگیزاند. برای مجاورانی که خانه اجدادی‌شان را به‌زور می‌فروشند تا شهرداری مشارکت‌دوست مشهد، یک مجتمع تجاری ایجاد کند، جای سؤال جدی است که مجموعه ارکان حاکمیتی که با این ولع حیرت‌انگیز در حال حذف تمام عناصر سنتی بافت اطراف حرم هستند، چرا دارند برای ایجاد قانونی محدودکننده علیه خودشان، ابراز بی‌قراری می‌کنند؟

۴- منظر یا ناظر؟
این سخن بسیار شنیده می‌شود که دیگر از خیابان‌های اطراف حرم، نمی‌توان گنبد را مشاهده کرد. من همیشه در برابر این سؤال سعی می‌کنم حیرت خود را پنهان کنم. آیا در کوچه‌پس‌کوچه‌های تنگ و باریک محله سرشور که تقریباً متصل به حرم است، می‌توان گنبد را مشاهده کرد؟ قطعاً خیر. پس مشاهده حرم نه در دل آن بافت سنتی، بلکه در کادر شریان‌هایی صورت می‌پذیرد که به حرم ختم می‌شوند. آیا افزایش ارتفاع جداره‌های دو طرف یک کوچه باعث جابجایی نقطه گریز پرسپکتیو کوچه می‌شود؟ قطعاً خیر. وقتی شما در خیابان امام رضا ایستاده‌اید، گنبد را می‌بینید، حتی اگر هتل‌های این خیابان ۱ کیلومتر ارتفاع داشته باشند. همان‌طور که شما در بالا خیابان تا زمانی که به جلوخان حرم نرسید نمی‌توانید گنبد را مشاهده کنید، حتی اگر همه ساخت‌وسازهای دو سوی خیابان را تا ارتفاع ۲ طبقه کاهش دهید. پس این بلوای دیدن و یا ندیدن حرم دقیقاً دارد درباره چه زاویه دیدی سخن می‌گوید؟
محدودیت ارتفاعی ۲۴ متری برای اطراف حرم مطهر که گویا برای نمایاندن گنبد به زائران از فواصل دورتر در نظر گرفته‌شده، بیش از هر چیزی به مصوبه‌ای انحصارطلبانه شباهت دارد. مصوبه‌ای که سعی می‌کند اجازه ندهد به‌جز نهادهای خصولتی دارای هتل‌ها و مال‌های نزدیک به حرم، سرمایه‌گذار دیگری از سفره زیارت نفع ببرد. وگرنه بهترین طریق برای ایجاد یک منظر پیراسته در اطراف حرم نه سخن گفتن پیرامون ارتفاع و مسائلی همچون آن، بلکه پیرایش فعالیتی پیرامون حرم است. مسئله واقعی گنبدی نیست که دیده نمی‌شود، بلکه زوائد آزاردهنده‌ای است که زیادی دیده می‌شود. زائری که به نیت زیارت به حرم مشرف می‌شود، قصد دارد تا خود را از کثرات دنیا برهاند و در حضور امامش تطهیر شود. بازار مکاره فروش تسبیح و زعفران که امروزه به فروش همه‌چیز از همه‌جا تبدیل‌شده است و تا دیوارهای حرم پیش‌آمده، بافت پیرامونی را نه به‌مثابه یک مقدمه برای ورود و نه حریم ِ حرم، بلکه به‌عنوان مانع و سدی در جهت جلوگیری از زیارت تعریف می‌کند. این جلوگیری چه با آلایش ذهن و دیدگان مخاطب کیفیت زیارت را کاهش دهد و چه با گرفتار کردن او در ترافیک بدن‌ها و ماشین‌ها، کمیت زیارت را کاهش دهد ستمی بس بزرگ است. خداوند در آیه ۱۱۴ سوره بقره می‌فرماید:
«و کیست ستمکارتر از کسی که مردم را از یاد کردن نام خدا در مساجد او بازداشت و در ویرانی آن‌ها کوشید؟ آنان حق نداشتند جز با ترس و هراس بدان‌ها وارد شوند (تا چه رسد که مسلمانان را از ورود به آن‌ها بازدارند). برای آنان در دنیا خواری و در آخرت عذابی بزرگ خواهد بود».

حریم حرم را باید بار دیگر نه بر اساس فانتزی‌های نابجای تاریخ گرایانه، نه بر اساس صیانت از رانت و انحصار جریانی اقتصادی سیاسی، بلکه بر اساس چشم زائر تدوین نمود. چشمی که مبتنی بر زیارت‌نامه حضرت، از بلاد خودش که استعاره از وابستگی‌ها و دل‌بستگی‌هاست منقطع شده تا به زیارت بیاید. بر پای چنین موجود دردانه‌ای بند انداختن و او را در تله بافت پیرامونی گرفتار ساختن، مترادف رفتار همان شکارچی است که آهویی را شکار کرده بود و امام، ضامن رهیدنش شد. آیا ضمانت امام در دل متولیان بافت پیرامون حرم کارگر می‌شود؟

.

.

منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۲۳، نیمه اول شهریور ماه ۱۳۹۶ ، امروز ، صفحه ۳

به قلم: محسن اکبرزاده

.

کپی‌رایت این مطلب متعلق به «دوهفته نامه طراح امروز» می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) با هر شکل و عنوان، فقط با پذیرش کتبی شرایط گروه رسانه‌ای طراح در ثبت مرجع و ماخذ امکان‌پذیر است.