پیشخوان طراح امروز » گفت و گو
کد خبر : 3113
شنبه - ۲۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۶

چراغ‌های خاموش در طراحی داخلی؛ درگفت‌وگو با رامین عندلیبی

…صداقت در برخورد با مشتری امری است که نباید پشت گوش انداخته شود. منفعت‌طلبی همیشه دوام ندارد و جلب اعتماد از سوی مشتریان است که هنر خاص خود را می‌طلبد. با علم خود، خواست آن‌ها را استانداردسازی کرده و به واقعیت تبدیل کنیم. مبادا تحمیل سلیقه نسبت به آنان به کار ببندیم…

چراغ‌های خاموش در طراحی داخلی؛ درگفت‌وگو با رامین عندلیبی

… امروزه اهمیت طراحی فضای داخلی منزل و محیط کار و تأثیر آن در افزایش بهره‌وری و ایجاد حس آرامش، امری انکارناپذیر است. طراحی فضایی با انعطاف‌پذیری بالا و تنوع‌پذیر ازلحاظ چیدمان و آرایش سطوح می‌تواند کارکردهای مختلفی را بپذیرد و این در حالی است که مخاطب احساس رضایت بیشتری از فضا خواهد داشت. در این راستا سراغ یکی از طراحان داخلی رفتیم که حوزه عملش بیشتر از طراحی جداره‌های داخلی بوده…
توجه به فضای داخلی، نحوه و تقسیم‌بندی پلان‌ها، نقش مهمی را در ساختار معماری یک بنا بر عهده دارد. در طراحی دکوراسیونِ کاملِ یک فضای داخلی، ایده‌های متنوعی جهت طراحی دکوراسیون وجود دارد. فاکتورهای مختلفی در طراحی و دکوراسیون داخلی در نظر گرفته می‌شود که چیدمان وسایل، انتخاب رنگ‌های متناسب با یکدیگر، ازجمله آن‌ها می‌باشند. در این مطلب ایده‌های مدرن و شیک از دکوراسیون داخلی لوکس را بررسی می‌کنیم که یک معمار، جسارت دخالت در آن‌ها را داشته است.
رامین عندلیبی متولد سال ۵۷، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشته معماری از دانشگاه علم و صنعت می‌باشد که به دلیل علاقه بسیارش به طراحی داخلی، دوره‌هایی را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نیز گذرانده است. وی در ابتدا، در همان دانشگاه شروع به تدریس سبک‌شناسی مبلمان کرده و سعی داشته با این کار، لذت رشته موردعلاقه‌اش را برای خود دوچندان کند. در ادامه ماحصل آنچه در گفتگو با ایشان داشته‌ایم را می‌خوانید……


منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۲۱، نیمه دوم تیر ماه ۱۳۹۶ ، حرفه نگاری ، صفحه ۷

به قلم: مهرنوش سهیلی راد


با توجه به نمونه کارهای مختلفی که از شما دیدم، مشخص بود که در حوزه‌های مختلفی از ساخت بنا و طراحی داخلی گرفته تا طراحی و ساخت اکسسوری‌های متعددی مثل لوستر و مبلمان فعالیت دارید؛ این‌ها را چطور دسته‌بندی می‌کنید؟
فعالیت‌های من به چند بخش تقسیم می‌شوند؛ یک بخش شامل اجرای ساختمان از صفر تا صد یا همان فینیشینگ می‌شود. بخش دیگر، مشاور و اجرای طراحی داخلی است که بر عهده‌دارم و بخش سوم هم مربوط به طراحی و ساخت مبلمان داخلی و خارجی می‌گردد.

اولویتی برای انجام دادن این پروژه‌ها، چه طراحی و اجرا، چه تولید محصول در کارهایتان قائل هستید؟
بستگی به موقعیت کاری و درخواست کارفرما دارد؛ اما تولید محصول، تنها به پروژه‌های شخصی خودم بازمی‌گردد که فروش مستقیم نداشته و تنها برای مشتری‌های خاص خودم صورت می‌گیرد.

ساخته‌های شما، عرضه برای عموم ندارد؛ پس سفارش این تک‌محصول‌ها به چه صورت انجام می‌شود؟
بعضاً یکسری مشتری‌ها، با ایده‌های خاصِ ذهنشان سراغم می‌آیند و برخی نمونه مشابهی را در نقطه‌ای از جهان‌دیده و ما با تغییرات نسبی و به قولی ایرانیزه کردن، آن‌ها را طراحی و به تولید می‌رسانیم. در باقی موارد به فراخور محیطی که طراحی می‌شود، یکسری عناصر مصرفی و زینتی هم برای آنجا می‌سازم. درواقع سیکل مشخصی وجود دارد که مشتری‌هایم از دوستان و اطرافیانم می‌باشند. به‌ندرت آدم جدیدی وارد مجموعه‌ام می‌شوند، این هم شاید به خاطر محتاط بودن من است. همین باعث شده تا بدون تبلیغات محیطی، چراغ خاموش حرکت کنم.

ویژگی خاص شما در برخورد با مشتری‌ها در چیست؟ اصلاً ادبیات خاصی باید برقرار باشد؟
من سعی می‌کنم که در ابتدا آن‌ها را بشناسم. زمانی را وقف کنم تا با سلیقه، روحیه و سبک زندگی آن‌ها آشنا شده و نهایتاً به فراخور این موارد، نیاز و درخواستشان را رفع ‌کنم. من همیشه فکر می‌کنم طراح باید ایدئال آن‌ها را با اصلاحاتی بواسطه دانش علمی و تجربی خود، برقراری استاندارد و هارمونی‌های خاص عملی کرده و چیزی را به آن‌ها تحمیل نکند؛ چراکه مصرف‌کننده نهایی ما نیستیم.

شما از اِشل خاصی هم در کارهایتان پیروی می‌کنید و یا برای خودتان، سبک خاصی دارید؟
در حالت کلی، بیشتر کارهای من بر اساس سبک «مدرن-کلاسیک» اتفاق می‌افتند. سبکی مدرن با رنگ و بویی از کلاسیک و المان‌های قدیمی چیزی است که معمولاً مرا بر سر ذوق می‌آورد.

شخص خاصی وجود دارد که کارهایش را دوست داشته و حتی ایده‌ای برای الگوی طراحی‌های خود از آثارش بگیرید؟
در ایران که مشخصاً نه؛ آن‌هم به دلیل روش عملی است که بر اساس تفکرات و سلیقه من در تولیداتشان پیش نمی‌رود. البته کار تمام همکارانم برای من قابل‌احترام هستند اما به‌عنوان نمونه خارجی، دو طراح در نیویورک و کالیفرنیا هستند که تفکر طراحی‌شان را بسیار می‌پسندم؛ «مایکل اسمیت» و «باربارا بری».

ترجیح خودتان بر چیست؛ شمارا به‌عنوان یک معمار بشناسند یا طراح داخلی؟
در حال حاضر ترجیح من این است که فعالیت‌هایم را تخصصی‌تر پیش ببرم، بنابراین می‌توانم بگویم طراحی داخلی گزینه‌ای است که مایلم انتخاب کنم.

از روند ظهور کانسپت اولیه تا طرح نهایی در کارهایتان برایمان بگویید.
قبل‌تر اشاره کردم که چطور اقدام به طراحی می‌کنم؛ بعدازآن، ساخت مدل‌ها در کارگاه‌های مختلفی با نظارت من صورت می‌گیرد. در حقیقت من همیشه به‌صورت مستقل کار نمی‌کنم. در انجام نقشه‌های دوبعدی، سه‌بعدی و مدل‌سازی از تیم طراحی خود کمک می‌گیرم.

متریال خاصی هست که استفاده از آن، ترجیح شما نسبت به سایر نمونه‌ها باشد؟
این روزها تمایل و علاقه خاصی به استفاده از فلز و شیشه و یا ترکیب این دو در کنار هم پیداکرده‌ام. تناقض بین این‌ها و حتی ترکیبشان با سنگ هم برایم جالب است. همه ‌این گرایش‌ها، در امتداد انتخاب سبک مدرن در کارهایم نیز می‌باشد.

انتخاب این سبک به دلیل گرایش شخصی شماست یا سلیقه بازار؟
قطعاً که سلیقه بازار ایران نیست؛ اما هم‌راستا با حرکت جهانی که به سمت مدرن جهت گرفته، پیش می‌روم. در حقیقت به نظرم، عقیده شخصی آدم‌ها هرچند سال یک‌بار تغییراتی می‌کند که باعث می‌شود سلیقه آن‌ها متغیر باشد؛ البته که من هم از این قضیه مستثنی نیستم. به طبع، ایران هم از حرکت جهانی تأثیر پذیرفته اما هنوز غالب انتخاب آن‌ها حول سبک‌های کلاسیک و تجمل گرایانه می‌گردد.

با این حساب فکر می‌کنید چرا میل به تجمل‌گرایی و زندگی‌های اشرافی در میان مردم همچنان اولویت دارد؟
تقلید عامل اصلی در این موضوع است؛ چشم و هم‌چشمی، ظاهربینی و استفاده از رنگ و خصیصه‌های پرتلالو هم به آن دامن زده که کاملاً اشتباه است.

کاربرانی که با آن‌ها مواجه هستید، کدام را مهم‌تر می‌دانند؛ کمیت یا کیفیت؟
امروزه با توجه به تعدد همکاران فعال در این حوزه، زمینه رقابت بالایی ایجاد شده است؛ از طراحی گرفته تا اجرا؛ بنابراین کیفیت اهمیت خودش را کم‌کم یافته است. ضمن اینکه تعداد متریال های وارداتی بسیاری هم که پا در میان گذارده است، این حس را تقویت کرده.

همین بحث واردات؛ دامنه وسعت آن در حرفه کاری شما تا چه حد است؟
محدودیت خاصی در واردات این محصولات مطرح نیست. یکسری کارها هستند که مشخصاً در کارهای ایرانی نمی‌توانیم به کار ببریم یا در آن‌ها قوی نیستیم؛ ازجمله کاغذدیواری، پارکت یا امثال این‌ها که با طرح‌ها و کیفیت‌های به‌مراتب بالاتری نسبت به نمونه‌های داخلی تولید می‌شوند.

بهترین برندی که با آن همکاری می‌کنید چیست؟
«IREX» را معرفی می‌کنم؛ شرکت ایرکس با خدمات بسیار مناسبی که هم به ما و هم به مصرف‌کنندگان می‌دهد، با تعامل دوستانه از سوی کارشناسان خود توانسته فضایی بسیار قابل‌اعتماد و دوستانه فراهم آورد که نمی‌توان انکار کرد. البته زمان‌بندی دقیق برای تحویل سفارش‌ها هم واقعاً لازم به ذکر است. درواقع با صراحت می‌توانم بگویم هیچ ساختمان لوکسی در تهران نیست که قسمتی از متریال خود را از این شرکت تهیه نکرده باشد.

بازدهی کار طراحی داخلی برای شما چقدر سودآوری داشته است؟
متأسفانه جنبه اقتصادی بالایی ندارد و این به دلیل عدم سامان‌دهی بخش دستمزدها و ارزش‌دهی به پروژه‌هاست؛ یکسری دوستانی هم برحسب علاقه یا تنها به دلیل منفعت‌طلبی، بدون داشتن تحصیلات آکادمیک و تخصص کافی- وارد بازار کار می‌شوند. برخی با توجه به استعدادشان کار را پیش می‌برند و برخی تنها به زخمی کردن آن بسنده می‌کنند تا به هر قیمتی که شده آن را در دست بگیرند. این دقیقاً موضوعی است که دامن‌گیر حرفه ما شده است.

پس تفاوت عمده‌ای که بین شما و طراحان، یا بهتر بگویم، تولیدکنندگان در طراحی داخلی وجود دارد کدام است؟
ما یک کاری که شبیه نقاشی در تصور مردم است را می‌توانیم به واقعیت رسانده و قابل بهره‌برداری کنیم. درصورتی‌که شاهدیم امروزه نمونه‌های فانتزی و کم‌دوامی را عرضه می‌کنند که به‌سرعت مستعمل شده و عمر زیادی ندارند؛ بااینکه آدم‌های خوش‌ذوق و باسلیقه‌ای هم هستند.

بازار کار شما داغ است و به قولی دست در آن زیاد شده؛ بااین‌حال رویکرد شما بر کدام مبناست؟ صداقت یا منفعت؟
من چون فروشنده جنس نیستم و در سیستم بسته اطرافیان خود کارهایم را عرضه می‌کنم، قطعاً صداقت و توانایی در جلب اعتماد مشتری با فن بیان متناسب با هریک برایم مهم‌تر است.

دلیل اینکه خیلی از معماران در این حرفه موفق نبوده‌اند، ازنظر شما چیست؟
من فکر می‌کنم این به دلیل نگرش تک‌بعدی آن‌هاست که راهشان را سد کرده. افرادی را می‌شناسم که طراحی صنعتی خوانده‌اند اما بسیار هم موفق ظاهرشده‌اند. این در مورد آرتیست‌ها، مجسمه‌سازان یا نقاشان هم به‌وفور یافت می‌شود و این به دلیل ذوق هنری و دید بازی است که همواره داشته‌اند.

مگر لزومی دارد که یک معمار، در طراحی داخلی یا سایر زیرشاخه‌ها تبحر و تسلط داشته باشد؟
از جایی که کار کردن درون بنا با کالبد آن امری ضروری ست، باید در فضاسازی و کلیت آن توجه شود. حال، پرداختن به دیتیل ها و نحوه چیدمان مبلمان آن‌چنان ضرورتی برایشان ندارد.

فکر نمی‌کنید این تفکیک از جایی به وجود آمد که معماری به زیرشاخه‌های شهرسازی، دکوراسیون و طراحی داخلی و … تقسیم شد؟
این انشعاب گرفتن قطعاً در راستای تخصصی شدن هریک صورت گرفته است؛ اما معمار هم مانند پزشک باید کلیت عمومی هر بخش را بداند و در ادامه وارد تخصص‌های خود ‌شوند. این باعث کنترل کردن قدرت تفکر در هریک نیز می‌باشد.

کلام آخر…
صداقت در برخورد با مشتری امری است که نباید پشت گوش انداخته شود. منفعت‌طلبی همیشه دوام ندارد و جلب اعتماد از سوی مشتریان است که هنر خاص خود را می‌طلبد. با علم خود، خواست آن‌ها را استانداردسازی کرده و به واقعیت تبدیل کنیم. مبادا تحمیل سلیقه نسبت به آنان به کار ببندیم…

 

منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۲۱، نیمه دوم تیر ماه ۱۳۹۶ ، حرفه نگاری ، صفحه ۷

به قلم: مهرنوش سهیلی راد

کپی‌رایت این مطلب متعلق به «دوهفته‌نامه طراح امروز» می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) با هر شکل و عنوان، فقط با پذیرش کتبی شرایط گروه رسانه‌ای طراح در ثبت مرجع و ماخذ امکان‌پذیر است.