در کوی ما شکسته دلی می‌خرند و بس
بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است
«حافظ»


منتشر شده در: دوهفته‌نامه طراح امروز / شماره ۲ ، نیمه اول شهریور ماه ۱۳۹۵ ، منطقه آزاد، صفحه ۱۳

به قلم: سروش مهاجری


#تحصیلات_تکمیلی
داستان ازآنجا شروع شد که در شورایی تخصصی تصمیم گرفتند که تنها رشته‌ی موجود در مملکت که فوق‌لیسانسِ یکسره داشت را بدون توجه به جوانب احتمالی، مثل بقیه‌ی رشته‌های دانشگاهی بشمارند و این نگون‌بخت را به خاک سیاه بنشانند. از همان‌جا با تغییر سیلابس‌های درسی -که هنوز هم بعد از نزدیک به دو دهه هیچ تغییر منشی ندارد و تَکرار مکررات است- رشته‌ی معماری و دانشجویانش (و حتی اساتیدش) دچار چالش‌های روزافزونی شدند. بسیاری از دروس دنباله‌دار و هدفمند از چارت حذف شدند، پروژه‌هایی که قرار بود سنگ محک شعور دانشجو برای ورود به حرفه باشد، اکنون در اقصا نقاط شهرها و در بلوارهایی معروف به بلوار دانشگاه، بدون آنکه هیچ نظارتی باشد و هیچ نهادی قصد جلوگیری این معضل را بگیرد، خرید و فروش می‌شوند و طیف بی‌نظیری از سینه‌چاکان معماری هر سال به آن وارد و از آن در می‌روند. کاردانی معماری بدون کنکور را کجای دلمان بگذاریم؟
اینکه یک سازوکاری وجود داشته باشد تا مثل سابق فیلترهای درست-‌درمان برای گزینش دانشجوی معماری فراهم آورد خب از مقدمات پیشگیری قبل از درمان است اما خودمان هم می‌دانیم که این رشته جزء پول‌سازترین فیلدهای دانشگاهی است و وجود مبارکش برای هر دانشگاهی می‌تواند بقای آن را هرچند کوتاه تضمین کند. کما اینکه همین الآن هم در دورترین نقاط مرزی ایران که حیات‌وحش هم یافت نمی‌شود، سروکله‌ی یک واحد جدید دانشگاهی بدون توجه به زیرساخت‌های موجود پیداشده و با پذیرش دانشجوی معماری، ادعای ساختن شهر و دهات اطراف را به گوش مستضعفان محل می‌رساند؛ ساختنی که از کانکس شروع و به نمای کلاسیک ختم می‌شود.
مفهوم تحصیلات تکمیلی در معماری سال‌هاست که گریبان‌گیر چنین سوءبرداشت‌های بی‌رحمانه‌ای شده است و پرسش اصلی اینجاست که آیا دیگر نیازی به تربیت این‌همه دانشجوی معماری آن‌هم از نوع ارشدش وجود خارجی دارد؟ یک آمار سرانگشتی از مؤسسات کنکور موجود تحصیلات تکمیلی که صبح تا شب مغز ما را شست‌وشو می‌دهند خودش گویای ماجراست. کلاس‌های نظری تهی که تأثیرش حداکثر یک ماه بعد از قبولی دانشجو در مقطع موردنظر است بعلاوه ورکشاپ‌های اسکیس‌هایی بی‌سروته که شوربختانه به یمن تیزهوشی مسئولین و دلسوزان وزارت متبوعه هرسال دریچه‌ای جدید از نوآوری به روی دانشجو باز می‌کند، باعث می‌شود این دور باطل هرسال بازی جدیدی را شروع کند که تنها برندگانش سرمایه‌گذاران این دوئل نابرابر است.
تکلیف دکترای معماری که روشن است و از دو سال پیش که دانشگاه آزاد اسلامی با پذیرش فله‌ای خود توانست افتخاری دیگر در این عرصه را رقم بزند، فاتحه‌اش خوانده شد؛ دانشجویانش یا برای ارتقای رتبه‌ی هیأت علمی خودشان -که نه علمش را داشته‌اند و دارند و نه معلوم است چگونه و با چه سیستمی عضو همان هیأت مثلن علمی شده‌اند- یا برای عقده‌ی دکتر خطاب شدن در همایش‌ها و ورکشاپ‌ها و یا برای گریز از خدمت مقدس سربازی به این مقطع وارد شده‌اند. تنها و فقط انگشت‌شمارانی هستند که با دغدغه‌ی موضوعات روز، پایه‌ای و درست در این گرداب دست و پا می‌زنند که آن‌هم به دلیل وجود سیستمی که تاب چنین ساختارشکنانی را نمی‌آورد، آن‌ها را یا مجبور به انصراف و ترک زمین یا مقدور به مهاجرت و تبعید اجباری می‌کند.
روش جذب دانشجوی معماری در تمام مقاطع باید اصلاح شود تا این فاجعه را بتوان آرام و رام کرد.

# نظام_معماری
از قبل از انقلاب اسلامی در ایران، حضور سازمان‌های مردم‌نهاد در هر صنفی حتی در درون پروژه‌های معماری نیز پررنگ بود، همانند سازمان حمایت از زنان که در پروژه‌‌ی فرهنگسرای یوسف‌آباد (پارک شفق فعلی) کامران دیبا به وجود آمد و بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت. تشکیل چنین NGO های مرتبط با هر حرفه‌ای، آن‌هم از نوع غیردولتی همیشه باعث جرقه‌های امیدی بوده که در پیشبرد هر دیسیپلینی تأثیرگذار است. بعد از انقلاب ولی حضور چنین نهادهایی نه‌تنها با تأخیر همراه بود، بلکه هیچ‌یک آن‌طور که باید نتوانست تأثیرگذاری و یا جهت‌دهی خاصی داشته باشد؛ اما با ظهور شبکه‌های اجتماعی و فضای دیجیتال تنها اندکی ورق برگشه است.
برای نمونه یکی از بهترینِ این نهادها در تهران، «کمیته‌ی مردم‌نهاد پیگیری حفاظت از خانه‌های تاریخی تهران» است که توانسته در سال‌های اخیر چندین خانه‌ی مطرح تاریخی مثل خانه‌ی اتحادیه (دائی جان ناپلئون) را از معرض تخریب نجات دهد. این مجموعه به قول خودشان «با توجه به مشورت اساتید و صاحب‌نظران این حوزه و با توجه به اینکه متأسفانه در شهر تهران سازمان مردم‌نهاد غیردولتی به‌صورت تخصصی به بحث بافت تاریخی تهران نمی‌پردازد» اعلام موجودیت کرده است. همچنین می‌توان از مجموعه‌ی «تاریخ شفاهی معماری معاصر ایران» نام برد که چند سالی است هرچند پراکنده در حال ثبت مدارک پروژه‌های معماری معاصر ایران هستند، کاری که باید وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی نظیر میراث فرهنگی سال‌ها پیش انجام می‌دادند و هنوز به دلیل کمبود بودجه شانه خالی می‌کنند.
اما از نهادهای جدیدالتأسیس که بسیار هم در بوق و کرنا کردند و کم‌کم دوباره در حال تبدیل‌شدن به پاتوق معماران همیشه درصحنه هستند می‌توان به «خانه گفتمان شهر و معماری» در خانه‌ی معروف وارطان و «انجمن معماران» خانه‌ی هنرمندان نام برد که اولی هنوز درگیر مرمت آن خانه‌ی نازنین و آزمون و خطای به‌اصطلاح دوسالانه است و دومی -که دو سال پیش تبلیغاتی در سطح ریاست جمهوری بین معماران راه انداخت- حتی در سایت رسمی خانه‌ی هنرمندان هم حضور ندارد، چه برسد به قلب سخت معماران جوان و کهن‌سال! اما خوش‌بینانه همین‌که هستند غنیمت است گویا.
همه‌ی مباحث یادشده در این هشتگ، تنها پیش‌زمینه‌ای برای ایجاد یک نظام معماری در ایران است. در قانون نظام معماری و ساختمانی مصوب سال ۱۳۵۲ و اصلاح‌شده‌ی سال ۱۳۵۶ تاسیس دو سازمان نظام مهندسان معمار و شهرسازی و سازمان نظام مهندسان ساختمان و تاسیسات پیش‌بینی‌شده بود اما با وقوع انقلاب این نهادها تا سال ۱۳۷۱ مغفول ماند. در این سال قانون آزمایشی نظام مهندسی ساختمان تصویب شد که به‌جای دو سازمان ذکر شده در قانون ۱۳۵۶ یک سازمان واحد با عنوان «سازمان نظام مهندسی ساختمان» تاسیس گردید و در سال ۱۳۷۴ قانون از مرحله‌ی آزمایشی خارج شد و قانون «نظام مهندسی و کنترل ساختمان» تصویب گردید که در آن‌هم تاکید بر ایجاد سازمان نظام مهندسی ساختمان شده‌ بود.
اکنون ولی بیش‌ازپیش نیاز به تأسیس نظام معماری احساس می‌شود. اینکه قشر عظیمی از فارغ‌التحصیلان دارای پروانه باید ماه‌ها در نوبت امضاء بمانند و برخی به‌راحتی سقف امضای خود را پر کنند، تنها بخشی از معضلات نظام موجود است. شاید دغدغه‌ی بسیاری از معماران وجود نهادی مادر برای احقاق حقوق ازدست‌رفته و بازپس‌گیری جایگاه معمار/آرشیتکت به جامعه است. اینکه حتی کارفرمایان هم مثل همه جای دنیا باید با گذراندن کلاس از فیلترهایی رد شوند تا شعور تبدیل نکردن هر باغی را به مگامال‌های بی‌سروته پیدا کنند. تنها راهش هم شاید یک سونامی در نظام معماری مملکت است که می‌تواند مرهمی بر آرزوهای چندین ساله باشد. ما می‌توانیم به شرطی که مثل پزشکان و امثالهم کنار هم راه برویم. همین./

 

 

منتشر شده در: دوهفته‌نامه طراح امروز / شماره ۲ ، نیمه اول شهریور ماه ۱۳۹۵ ، منطقه آزاد ، صفحه ۱۳

به قلم: سروش مهاجری

کپی‌رایت این مطلب متعلق به مولف می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) با هر شکل و عنوان، فقط با پذیرش کتبی شرایط گروه رسانه‌ای طراح در ثبت مرجع و ماخذ امکان‌پذیر است.