سمپوزیوم تخصصی طراحی در گذار به هزاره سوم با موضوع «فراطراحی» برای هم‌نشست اول، با کوشش و ایده‌پردازی «مجله طراح» در حالی برگزار شد که احساس می‌شد جامعه حرفه‌ای کشور در معرض یک رخوت و تکرار پیوسته قرار گرفته و به تنگ آمده است!
به همین جهت تمامی عناصر سازنده برنامه، همچون مکان هم‌نشست، چیدمان فضایی، پذیرایی، گزینش اعضای پانل، چگونگی دعوت میهمانان و مهم‌تر از همه محتوای برنامه؛ همگی به گونه‌ای برنامه‌ریزی شد تا نشانه‌ای از تکرار را در خود نداشته و حتی بتواند سرآغاز جریان جدیدی در برنامه‌گذاری تخصصی جامعه معماری و طراحی کشور باشد.
با توجه به اهمیت پانل گفتگو و سخنرانان برنامه سعی بر آن بود تا از افرادی دعوت شود که علاوه بر مطرح بودن درحرفه خود به هیچ جریان و نگرشی تعلق نداشته باشند.

بر اساس همین دیدگاه از «حامد مظاهریان»، ریاست وقت دانشکده معماری پردیس هنرهای زیبا و رئیس قطب علمی و فناوری معماری دانشگاه تهران و معاون مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی، «آرمین دانشگر»، استاد و مدیر گروه دانشکده معماری دانشگاه وبستر-پردیس وین و موسس مهندسین مشاور معماری دانشگر در مونیخ، لندن و استکهلم، «کاترین اسپریدونف»، معمار- موسس و رئیس هیات مدیره شرکت حرکت سیال و گروه مطالعاتی iRODE، «علی خادم‌زاده»، معمار و مدیر عامل شرکت آرتاژ طرح، «پیمان بانی‌شرکا»، طراح گرافیک محیطی و مدیر هنری ارشد پردیس سینمایی ملت و سینما آزادی، و «محمد فاتحی»، طراح صنعتی و موسس استودیو طراحی دکمه، برای حضور در پانل تخصصی گفت‌و‌گو دعوت شدند؛ همچنین «سروش بخت‌مینو»، معمار- مدیر مسئول و سردبیر مجله طراح و دوهفته‌نامه طراح امروز به عنوان دبیر این سمپوزیوم حضور داشتند.

این هم‌نشست در تاریخ ۱۷ تیرماه ۹۲، در تهران- «باشگاه فرمانیه» برگزار گردید. اعضای اصلی تیم اجرایی فصلنامه طراح: «سیما خلیلی، شیلا صفایی، ساجده عرب، گلاره احمدنیا، بهاره مولوی و الناز نجفی‌فرد» از هیچ تلاشی برای برگزاری شایسته این هم‌نشست دریغ نکردند؛ نگاره‌های این سمپوزیوم نیز توسط «مونا سلطانعلی‌یزدی» (گروه رسانه‌ای طراح) و «پگاه عبدالهیان» (پایگاه اطلاع‌رسانی گزارشگر طراحی صنعتی) تهیه شده است.
برنامه در ساعت ۵ عصر و پس از پخش سرود ملی با خوش‌آمدگویی و ارائه مقدمه توسط مجری پانل، سهیل قدیری آغاز شد.

 

متن حاضر، گزارشی است از این سمپوزیوم که در سه بخش ارائه شده است. بخش دوم را اینجا بخوانید:


منتشر شده در: فصلنامه طراح / شماره ۸، پاییز ۱۳۹۲ ، گزارش ، صفحه ۴۷

به قلم: بهاره مولوی


 

دکتر حامدمظاهریان در ادامه این بحث متذکر شد:
حامد مظاهریان: به نکته خوبی اشاره شد وآن‌هم چند رشته‌ای شدن طراحی [Multi-Disciplinary] است. درهزاره سوم ما با تعریفی در رابطه با جهان و جهانی شدن روبرو هستیم، جمله معروف «جهان مثل یک دهکده جهانی» مبین همین مساله است. اما من می‌خواهم بر عکس این جمله را بیان کنم: جهان کوچک نشده است، این انسان است که بزرگ شده و سرعت یافته است، انسان‌ها دیگر در محدوده خود نیستند، ما با ارزش‌های جدیدی که ویژه جهانی شدن هستند روبروییم: اخلاق، دموکراسی و زیبایی شناسی.
زیبایی شناسی بخش عمده معماریست، فارغ از علم ساختمان و چیزهای دیگر، اگر بخواهم خلاصه کنم: تکنولوژی عامل جهانی شدن و همکاری طراحان است، امروز لذت جزو جدایی نشدنی زیبایی است. میزان ادراک و دانش ما از جهان بر حس زیبایی شناسی ما تاثیر می‌گذارد، توجه به ارزش‌های عمومی انسان مثل اخلاق، دموکراسی و زیبایی شناسی امروزه در میان معماران در حال تبلور است. به عنوان نمونه می‌توان از نورمن فاستر نام برد که رایشتاک را با همین ایده -یعنی دموکراسی در معماری- طراحی کرد.
قدیری: شما گفتید زیبا بودن در لذت بخش بودن محصول است تعریفی که ما به ویژه در محصولاتی که طراحان صنعتی تولید می‌کنند با آن مواجه هستیم و در معماری هم شاهد گسترش طرز تفکری هستیم که زیبایی را با عملکرد یکی می‌داند و مانند گذشته نیست که ما در زمان طراحی ابتدا به یک عملکرد فکر کنیم و سپس از نگاه زیبایی شناسانه به آن عملکرد نگاه کنیم و بعد این نگاه را در محصولی که طراحی می‌کنیم تقویت کنیم.
امروز در معماری وقتی ساختمانی می‌تواند به تمام نیازهای ما پاسخ مناسبی بدهد برای ما ساختمانی زیبا محسوب می‌شود و این یعنی عجین شدن بحث عملکرد و زیبایی در واقع زیبایی جز لاینفک محصولات ما شده است و قابل تشخیص نیست آیا امروزه نوعی تغییر نگرش در مورد مقوله زیبایی شناسی نسبت به گذشته ایجاد شده است؟
مظاهریان: چیزهایی هستند که تغییر ناپذیرند و در کدام هزاره مهم نیست. ابتدا به تعریف زیبایی در زمینه‌های مختلف می‌پردازیم، برای مثال تعریف زیبایی در اقتصاد چیست ؟
زیبایی در اقتصاد سودآوری است، در قضاوت چیست؟ عدالت داشتن است در همه این‌ها ما لذت می‌بریم حتی وقتی در فیلمی ببینیم عدالت اجرا شده یا در اقتصاد ببینیم سودآوری انجام شده است .
علی خادم زاده: بنده به باز تعریف برای طراحی اعتقاد ندارم، طراحی در دوران مختلف پیشرفت کرده است و در واقع در هزاره سوم دچار نوعی انقلاب شده که من آن را نیز نوستالژیک می‌بینم .
یک موضوع کلی در راستای صحبت‌های دکتر مظاهریان بیان می‌کنم: بحثی که در اقتصاد داریم این است که اقتصاد از ارکان اصلی بحث دیزاین است. از حیطه معماری خارج می‌شوم و کمپانی عظیمی مانند «Pinin Farina» را مثال می‌زنم که کارفرمایش در گذشته طراح «فِراری» بود و صرفاً با آن شرکت همکاری می‌کرد، امروزه همان کمپانی، برای مالبرو، بسته سیگار طراحی می‌کند؛ این نشان می‌دهد، طراحی در اجتماع نهادینه شده اما تعریفش تغییری نکرده بلکه دارد به یک عمل‌گرایی جدید رجعت می‌کند. در واقع، این متدلوژی‌هاست که در طراحی تغییر کرده است.
زمانی در دانشگاه برای پلانی که می‌خواستیم طراحی کنیم دیاگرام حبابی می‌کشیدیم و با دیاگرام فضاها را تعریف می‌کردیم ولی امروزه در مدارس معماری دنیا طراحی بر اساس الگوریتم‌هاست.
هیچ اتفاق عجیبی برای طراحی نیافتاده است، فقط دچار انقلاب شده و به علت پیچیدگی‌های موجود نیاز به ساده‌تر شدن دارد.
فاتحی: در مورد این بخش از صحبت‌های مهندس خادم‌زاده که چالش اصلی طراح را در هزاره سوم رفع پیچیدگی‌ها و رسیدن به سادگی دانستند، پرسشی دارم که آیا سادگی به معنای پیش پا افتادگی است یا به معنی راحت‌تر ارتباط برقرار کردن با کاربر؟ رویارویی طراحان صنعتی مخصوصاً قشری که حساسیت بیشتری نسبت به وقایع و چالش‌های شرایط فعلی داشته‌اند و خیلی سریع‌تر نسبت به این چالش‌ها واکنش نشان داده‌اند، این بوده که در فرآیند طراحی، بسیاری از واکنش‌ها را که قبلاً انجام می‌شد، حذف کرده‌اند. زیرا وقتی با هرج و مرج در طراحی فرم و تعداد فراوان محصولاتی که گاهاً بی‌دلیل ساخته شده‌اند مواجه می‌شویم دیگر بهتر است محصول جدیدی اضافه نکنیم. مسلماً، آشفتگی در خلق شی جدید، اوضاع را آشفته‌تر می‌کند.

مظاهریان: اعتقاد دارم این به شخصیت طراح (نه صرفاً آرشیتکت) بستگی دارد و الزامی وجود ندارد همه پیرو مکتب فرمالیزه باشند یا نباشند. ما آزادیم و هر انسانی تفکری دارد که ممکن است دیگران آن را تایید نکنند. شاید معمارانی باشند که هنوز به ساخت بناهای کلاسیک علاقمند باشند. من شخصاً علاقه ندارم ولی تخطئه نمی‌کنم. اعتقاد شخصی من این است که در طراحی نوین، اورنومنت‌های غیرضروری باید حذف شوند؛ ولی شاید دیگران با من هم عقیده نباشند. احساسم این است که حتی استتیک هم فانکشنال شده برای مثال در طراحی صنعتی این استتیک است که کاربرها را ترغیب به خرید می‌کند.
برای بحث فرمالیزه، بر اساس دیدگاه‌ها و در مکاتب مختلف، تعاریف متنوعی وجود دارد و نمی‌توان تعریف و فرمول مشخصی برای حذف یا افزودن اورنومنت‌ها و رسیدن به مینیمالیسم افراطی یا ماکزیمالیسم افراطی ارائه داد.
پیمان بانی‌شرکا: امیدوارم تک‌گویی رشته‌های مختلف به هم‌گویی تبدیل شود و شایسته است رشته گرافیک نیز بتواند مشارکت فکری و ذهنی در این هم‌نشست داشته باشد.
ابتدا در مورد رشته گرافیک صحبت می‌کنم که به یک باز تعریف نیازمند است زیرا این رشته به خصوص در ایران، بین دو قطب فرهنگی و تجاری قرار می‌گیرد که نمی‌تواند تقسیم بندی صحیحی باشد، چرا که آثار، اعم از فرهنگی و تجاری، همه در چهارچوب جامعه عمل می‌کنند و با جمعیت حدودا ۸۰ میلیونی ایران و ۶ میلیاردی جهان مواجه هستند و نمی‌توان افراد را تک محور یعنی مصرف کننده صرفاً تجاری یا صرفاً فرهنگی تلقی نماییم. لذا از این لحاظ، باز تعریف مجدد طراحی، در این دوران در جهت همراهی و هم‌سویی رشته گرافیک با رشته‌های دیگر نیاز است.
اما اگر طراحی، به طور کلی بررسی گردد، نمی‌توان آن‌را «باز تعریف» نامید، بلکه نوعی، هم‌فکری جمعی است و باید بررسی شود که در این دوران با پیشرفت تکنولوژی چه مواردی به وظایف طراح اضافه شده است و با در نظر گرفتن ویژگی‌های فردی هر انسان، آیا می‌توان یک سرمشق و الگو برای همه یا عده‌ای ارائه داد؟
از نظر من خیر! تک تک افراد جامعه با هم تفاوت دارند و از طراحان انتظار می‌رود که این تفاوت‌های فردی را مد نظر قرار داده، درک کنند و در طراحی‌های خود به این ایده جامه عمل بپوشانند، ولی آیا می‌توان برای ۸۰ میلیون نفر، ۸۰ میلیون پیام در زمینه گرافیک تولید کرد؟
شاید در ابعاد بزرگتر، یکی از راه‌های اثرگذاری توسط ابزارهای ارتباط جمعی، سادگی باشد، طراحان می‌توانند با یافتن نقاط اشتراک در علایق و خواست‌گاه انسان‌ها، به ارائه راه‌حل‌های کلی دست یابند. ولی من فکر می‌کنم، در دورانی زندگی می‌کنیم که این ویژگی‌های فردی به قدری رشد کرده‌اند که دیگر برآورده کردن نیازهای مخاطبین توسط طراحان با دیدگاه‌های عادی دیکته شده و قدیمی مقدور نخواهد بود و نیاز انسان‌های امروزی فراتر از تعاریف موجود است. شاید تکنولوژی امروزی امکان آن‌را نمی‌دهد که آثار معماری، بر اساس فردیت مخاطبین، شخصی‌سازی شود. ولی در گرافیک، این کار امکان‌پذیر است و اگر طراحان گرافیک بخواهند آثار خود را در چهارچوب‌های قدیمی، یکسان، هم اندازه و به شکل یک فرمول نسخه مانند برای جامعه مخاطب ارائه کنند، بسیار اشتباه است. در نتیجه نگاه جدیدی به طراحی در زمینه گرافیک -که همانند ابزاریست که سریع می‌توان آن را تولید کرد و به دست مخاطب رساند- نیاز است.


دانشگر: ما چیزهایی را یاد گرفتیم که مدرن است ولی عملکرد آن را نمی‌دانیم . طراحی مانند زندگی است، سادگی هم مانند زندگی است. در کار کردن هم می‌توان راحت بود. در مورد گرافیست‌ها معتقدم که کارشان بسیار راحت‌تر و ساده‌تر از کار معماران است زیرا مشغله‌ها و دردسرهایی که یک آرشیتکت در دفترش با کارفرما دارد برای یک گرافیست قابل تصور نیست.
کار گرافیست‌ها با کاغذ است کار معماران با مصالحی همچون آهن و آجر و شیشه و با این‌ها نمی‌توان داستان قشنگی تعریف کرد، معماری زبان حرف زدن نیست در عین اینکه خیلی حرف‌ها برای گفتن دارد ولی مطرح کردنش سخت است و در مواجهه با کارفرما مشکل بسیار دارد.
اسپریدونف: در ادامه مباحث اضافه می‌کنم تفاوت معماری با طراحی در این است که معماری مستقیماً روی سلامتی تاثیر گذار است و آنچه معماران با آن سر و کار دارند فقط مصالح نیست بلکه سلامتی جسمی و روحی افراد است.
خادم زاده: به نظر من سادگی لازم است، من خیلی مینیمالیست نیستم ولی برطبق صحبت دکتر مظاهریان حس می‌کنم پیچیدگی‌ها نیاز به ساده شدن دارند.
بانی شرکا: رشته‌های طراحی در ذات خود از یکدیگر منفک نیستند. این‌ها مرزهایی هستند که ما در دانشگاه‌ها کشیدیم ولی واقعیت مسئله این است که برای مصرف کنندگان تولیدات طراحی، چنین مرزی وجود ندارد. بخشی از کار من فعالیت در حوزه گرافیک محیطی «Environmental Graphic Design» است که کاملاً هماهنگ با معماری است و در آن بخش، ما هم درگیر کار با مصالح می‌شویم .
در خطوطی که گرافیک با تبلیغات شانه به شانه می‌شود، گرافیست، گرفتار بودجه، زمان، هدف، مخاطب و مسائل مربوط به آن است.
بودجه‌های تبلیغاتی خیلی مواقع گران‌تر از ساخت یک ساختمان و بنا هستند. ارائه و اجرای یک کمپین تبلیغاتی نیازمند مبالغ بسیار زیاد است و این فعالیت‌های تبلیغاتی بر پایه خلق یک ایده اثر گذار انجام می‌شود. دشواری‌های این کار مسائل بین کارفرما و طراح از یک‌سو و محدودیت زمان در انجام و بازبینی از سوی دیگر است و باید تیمی که اثر را خلق می‌کند درگیر تمامی این جزئیات باشد.
من جامعه طراح را حاصل یک پیوند ناگسستنی از ترکیب‌های متعددش می‌دانم و همواره به همکاران و دانشجویانم توصیه می‌کنم بیشتر از اینکه آثار گرافیک را ببینند آثار معماری، طراحی صنعتی و طراحی لباس و مد را دنبال کنند زیرا واقعیت این است، آثاری که توسط ما خلق می‌شود باید در جامعه، فضا و زندگی حضور داشته باشد.

 

ادامه این گزارش را در لینک زیر بخوانید:

نیم‌نگاه: نخستین هم‌نشست تخصصی گروه رسانه‌ای طراح/ «سمپوزیوم تخصصی طراحی در گذار به هزاره سوم»: بخش سوم

 

منتشر شده در: فصلنامه طراح / شماره ۸، پاییز ۱۳۹۲ ، گزارش ، صفحه ۴۷

به قلم: بهاره مولوی

کپی‌رایت این مطلب متعلق به «فصلنامه طراح» می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) با هر شکل و عنوان، فقط با پذیرش کتبی شرایط گروه رسانه‌ای طراح در ثبت مرجع و ماخذ امکان‌پذیر است.