تفاوت‌های اساسی میان کیفیت‌های فضایی در اندیشه زها حدید و نمونه‌های نخستین آن در اوایل قرن بیستم ما را بر آن داشت تا با انجام مقایسه‌ای بصری میان دو بنای «غرفه آلمان در نمایشگاه جهانی بارسلون» (اثر میس ون‌دروهه، ۱۹۲۹) و موزه ماکسی رم (اثر زها حدید، ۲۰۰۹)، دستاوردهای فضایی این معمار عراقی‌الأصل در قرن بیست و یکم را برجسته‌تر سازیم. انتخاب این دو اثر برای مقایسه فضایی (با وجود تفاوت‌ بسیار در مقیاس و زمینه) به این دلیل صورت گرفت که از نظر نگارنده این دو بنا کاملاً وقفِ پیشرفت معماری در زمینه کیفیت‌های فضایی گردیده‌اند و از این رو ایده‌های فضایی دوران خود را در ایده‌آل‌ترین صورت ممکن نشان می‌دهند…


منتشر شده در: دوهفته‌نامه طراح امروز / شماره ۲ ، نیمه اول شهریور ماه ۱۳۹۵ ، نگاه ویژه ، صفحه ۸

به قلم: سجاد سلیمانزاده


قرن بیستم میلادی را بایستی عصر بروز و ظهور همزمان نظریات مربوط به «فضا» (space) و «مکان» (place) در معماری، و ساختمان‌های محصول این تفکرات دانست. جایی که در یک سو، گروه اول نظریه‌پردازان و معماران با تأثیرپذیری از فلسفه زیبایی‌شناسی آلمانی در اهمیت دادن به نقش اصلی فضا (Raum) در معماری، و در هم شکستن تعاریف کلاسیک از آن، موجب ایجاد پیشرفت‌های قابل توجه بصری در این حوزه گردیدند؛ که از مهم‌ترین و نخستین پیشگامان آن‌ می‌توان به «آگوست اِشمارسو، زیگفرید گیدیون و برونو زِوی» در مقامِ نظریه‌پرداز و «رودولف شیندلر، فرانک لویدرایت و میس ون‌دروهه …» در مقامِ معمار اشاره کرد. در سوی مقابل و کمی بعدتر، شمار قابل توجهی از اندیشمندان دیگر، با درک صحیح از جنبه میان‌رشته‌ای این حوزه، سعی در شناخت تأثیرات متقابل بین «فضا» (به عنوان مجموعه‌ای از مکان‌ها)، «انسان» (به عنوان مخاطب فضا)، و «رخدادها و فعالیت‌ها»، و نیز ارتباط کلی آن‌ها با مسئله فرهنگ و جهان پیرامونی، برآمدند. در نتیجه معماران با مدد گرفتن از حوزه‌های مختلف چون فلسفه، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، (و نیز پدیدارشناسی و نشانه‌شناسی)، افزایش رضایت‌مندی مخاطب از «مکان» و ارتقای کیفیت زیست او را به عنوان سرلوحه کار خود قرار دادند. ظهور این نظریات دوگانه فضا- ‌مکان و در ادامه، غلبه نسبی نظریات اجتماعی- فرهنگی مکان در عرصه معماری، تا حدودی موجب غفلت از شناخت و نمایش قابلیت‌های بی‌شمارِ دیگر در اندیشه «طراحی فضایی» (spatial design) گردید.
اما آنچه در اواخر قرن بیستم، گروهی از معماران از جمله «زَها حدید» (به عنوان سردمدار اصلی) به درستی و در جای خود دنبال می‌کردند، رسیدن به حدِ نهایی استفاده عملی از قابلیت‌های بصری و فضایی در یک بنای معمارانه بود؛ چیزی که در اصل، دنباله‌روِ نظریات گروه اول در شکل آرمان‌گرایانه آن بود و با آنکه در نوشته‌ها و گفته‌ها بسیار اشاره شده بود ولی در مقام عمل، تنها در آثار حدید رنگ‌ و ‌بوی واقعیت گرفت. در واقع این شاید تنها ذهن شرقی و خیال‌انگیز او بود که امکان خلق چنین بناها و کیفیت‌های فضایی را به او می‌داد. امروز با قرار گرفتن در فضای سیال «موزه MAXXI شهر رُم»، اثر جاودانه این معمار، می‌توان عمیقاً اهمیتِ به‌کارگیریِ حداکثری توانِ فرم و فضای معماری را در ایجاد انگیزش و جلب مخاطب و خلق کیفیت نوری، سیالیت، ریتم و حرکت درک نمود.


تفاوت‌های اساسی میان کیفیت‌های فضایی در اندیشه زها حدید و نمونه‌های نخستین آن در اوایل قرن بیستم ما را بر آن داشت تا با انجام مقایسه‌ای بصری میان دو بنای «غرفه آلمان در نمایشگاه جهانی بارسلون» (اثر میس ون‌دروهه، ۱۹۲۹) و موزه ماکسی رم (اثر زها حدید، ۲۰۰۹)، دستاوردهای فضایی این معمار عراقی‌الأصل در قرن بیست و یکم را برجسته‌تر سازیم. انتخاب این دو اثر برای مقایسه فضایی (با وجود تفاوت‌ بسیار در مقیاس و زمینه) به این دلیل صورت گرفت که از نظر نگارنده این دو بنا کاملاً وقفِ پیشرفت معماری در زمینه کیفیت‌های فضایی گردیده‌اند و از این رو ایده‌های فضایی دوران خود را در ایده‌آل‌ترین صورت ممکن نشان می‌دهند:

تداوم دید افقی و عمودی: یکی از مهم‌ترین تحولات اساسی فضا که در دهه‌های اولیه از عمر مدرنیسم در آثار معماری ظاهر گردید و اوج آن را می‌توان در غرفه بارسلون مشاهده نمود، تفکیک عناصر سازه‌ای از عناصر معمارانه و به خصوص تیغه‌های جداکننده بود. این قابلیت به معماران اجازه داد تا قادر باشند در داخل بنا، فضاهای بدون گوشه و متداوم طراحی کنند. تحول یادشده باعث شد فضاهای داخلی بتوانند در یکدیگر نفوذ کنند و تداوم دید مخاطب در مسیر افقی فراهم گردد. آنچه در موزه ماکسی به عنوان یک ایده جدید و تحول عظیم دیده می‌شود، تجربه همزمان تداوم دید در مسیر افقی و عمودی است. ساختار فضایی در میان گالری‌ها و فضاهای عبوری به نحوی سازمان‌دهی شده‌ است که دیوارها و سقف‌ها و عوامل مسدودکننده دید در پایین‌ترین حد ممکن باشند تا بدین ترتیب، دید ناظر در عمیق‌ترین لایه‌های فضایی نفوذ کند. ایده زها چیزی فراتر از یک وُید ساده هندسی در بسیاری از آثار معماری معاصر است؛ تلفیق تداوم فضایی در دو جهت و ترکیب آن با مسیرهای عبوری، پله‌ها و عناصر برجسته سازه‌ای به گونه‌ای انجام شده است که سنت قدیمیِ ارجحیت حرکت افقی بر حرکت عمودی دچار تزلزل اساسی گردیده است.

 پنجره‌های کشیده و سرتاسری بام: ویژگی آشکار دیگر در پاویون بارسلون قرارگیری دیوارهای شیشه‌ای در امتداد مسیر حرکتی در طول فضا بود و از طریق این پرده‌ی‌ نوریِ کشیده، هدایت فضایی صورت می‌گرفت. به صورت متقابل در موزه ماکسی این کار به وسیله نوارهای شیشه‌ای سرتاسری در قسمت سقف صورت می‌گیرد. در اینجا نیز می‌توان کار حدید را بسیار جسورانه‌تر و متفاوت‌تر از یک نورگیر سقفی متداول در بناها دانست. او با تغییر زاویه دید مخاطب در پیچ و تاب‌های متعدد فضایی -که از طریق احجام گسترده منحنی انجام شده است- ذهن او را همواره متوجه بعد سوم و گنبد آسمان می‌کند و بدین طریق ادراک انسان از فضا دچار تحول اساسی می‌گردد.

تحول اساسی در نمایش پیکره معماری در فضای داخلی: از جمله فنونی که معماران از آن برای ایجاد کیفیت‌های هنری- فضایی استفاده می‌کنند (به ویژه در فضاهای نمایشگاهی)، تبدیل فضای داخلی به جولانگاهی برای نمایش خودِ اثر معماری است (پیکره و کالبد داخلی). این کار در غرفه بارسلون از طریق برجسته‌سازی بصری دیوارهای داخلی و تبدیل آن‌ها به تندیس تراشیده‌ی سنگی (از جنس تراورتن، عقیق و مرمر) انجام یافته است. جزئیات به کار رفته در اجزای داخلی غرفه، فضای داخلی را به محملی برای نمایش هنری کالبد معماری تبدیل نموده است. در موزه ماکسی احجام شاخص داخلی به گونه‌ای کاملاً یکپارچه و قالب‌یافته طراحی شده و گویی فضای داخلی دربرگیرنده کالبد معمارانه دیگری است (معماری در معماری). پله‌ها و پل‌های معلق ارتباطی، سایبان‌های پرّه‌ای و عناصر سازه‌ای، همچون پیکره‌ و تندیسی واحد در فضای سیال درونی خودنمایی می‌کنند.

پلان آزاد- مقطع آزاد؛ پویایی فضایی حداکثری: در موزه ماکسی علاوه بر پیروی طرح از اصل مدرنیستیِ «پلان آزاد» و سیالیت فضایی، مقطعِ طرح در درجه اول اهمیت قرار گرفته و با توجه به سازه عظیم بتنی که دهانه وسیعی را فراهم می‌آورد، دست معمار برای طراحی آزادانه در مقطع و ایجاد گشایش‌های عظیم فضایی باز گذاشته شده است. این امر در نهایت موجب خلق فضای دینامیک و پویا در طرح موزه گردیده است.

 

منتشر شده در: دوهفته‌نامه طراح امروز / شماره ۲ ، نیمه اول شهریور ماه ۱۳۹۵ ، نگاه ویژه ، صفحه ۸

به قلم: سجاد سلیمانزاده

کپی‌رایت این مطلب متعلق به «دوهفته‌نامه طراح امروز» می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) با هر شکل و عنوان، فقط با پذیرش کتبی شرایط گروه رسانه‌ای طراح در ثبت مرجع و ماخذ امکان‌پذیر است.