… یکی از جذاب‌ترین بخش‌ها در حوزه مد و فشن، طراحی و ساخت جواهرات و زیورآلات است که قرن‌های متمادی موردتوجه بوده و نه‌فقط زنان بلکه مردان نیز بنا بر موقعیت‌های خاص اجتماعی از زیورآلات استفاده کرده‌اند. طلا و جواهر و زیورآلات به خاطر ارزش مادی بالایی که دارند همیشه از جایگاه ویژه‌ای نسبت به سایر اکسسوری و ملزومات مد برخوردار بوده‌اند و گاه حتی به‌عنوان سرمایه و پشتیبان مالی لحاظ شده‌اند. در ایران بعد از انقلاب تغییراتی در نحوه ساماندهی این صنف و عملکرد طراحان و سازندگان رخ داد. به همین بهانه پای صحبت‌های «هادی نعمتی»؛ عضو کارگروه سیاست‌گذاری زیورآلات جشنواره فجر و مدیرعامل انجمن جواهرشناسی ایرانیان نشسته‌ام. در ادامه می‌توانید حاصل گفت‌وگوی صمیمانه من با وی را درزمینه طراحی و ساخت طلا و جواهر در ایران و حاشیه‌های آن بخوانید…


منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۲۴، نیمه اول شهریور ماه ۱۳۹۶ ، فشن نگاری ، صفحه ۱۲

به قلم: شادی مشتاقی


جواهرسازی بعد از انقلاب چه پروسه‌ای را طی کرده؟
جواهرسازی در ایران قدمت زیادی دارد و همیشه جواهرسازان ایرانی در این زمینه صاحب سبک هم بوده‌اند ولی به خاطر اتفاقات تکنولوژیکی که در اکثر رشته‌ها پیش آمد ما متاسفانه عقب افتادیم. همیشه اصرار داشته‌ایم که «هنر نزد ایرانیان است و بس» و اینکه ما یک سابقه سه هزار و پانصدساله داریم و مانند آن. این اصرار به ریشه‌ها باعث عقب انداختن ما می‌شود. منظور من فراموش کردن ریشه‌ها نیست فقط اینکه قبول کنیم الآن عقبیم. این پذیرش، اولین قدم است. این اتفاق البته کم‌کم درحال وقوع است و سرعت رشد برندهایی که تغییر رویه داده‌اند و رویکرد تکنولوژیک در تولید دارند درمقایسه با رویکردهای صرفا سنتی رو به افزایش است. بعد از انقلاب بخش‌هایی وابسته و یا متاثر از جریان‌های حکومتی یا سیستم اجرایی کشور هستند و سیاست‌های کلی حکومت در پیشرفت یا توقف فعالیت آن‌ها تعیین‌کننده است مثلا خرید یا عدم خرید تضمینی گندم از طرف دولت بر سطح تولید گندم در کشور تاثیر دارد. ولی طلا و جواهر چه قبل و چه بعد از انقلاب رسته کاری مستقلی بوده که هرگز حمایت خاصی از آن نشده است (هرچند که دیدگاه تجملی یا طاغوتی بودن جواهرات در سال‌های اول پس از انقلاب و فشارهای دولت جهت اعمال مالیات بر ارزش‌افزوده در سال‌های اخیر به‌نوبه خود در آسیب دیدن این صنعت مستقل بی‌اثر نبوده است). پس هر عقب‌ماندگی و عدم پیشرفتی دراین زمینه از خود ما در این صنف نشات می‌گیرد. زیرساخت‌های آموزشی می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد که کم‌کم درحال بهبود و ساماندهی است. یک موقع هست که ما خودمان را به سیستم دانشگاهی تحمیل می‌کنیم ولی یک موقع عطش جامعه، بازار هدف و سیستم آموزشی این کشش را ایجاد می‌کنند؛ یعنی به دلیل تقاضای زیادی که دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در خودشان می‌بینند، تلاش می‌کنند که این رشته‌ها را در خودشان ایجاد کنند ولی بروکراسی حاکم بر فضا باعث ایجاد ترمز و جلوگیری از ایجاد این رشته در دانشگاه‌ها می‌شود. البته یکسری اقدامات مثبت دراین زمینه انجام‌شده ولی نیاز به گسترش و توسعه دارد. ما شش سال پیش همراه با یکسری از همکاران برای دانشگاه علمی کاربردی و مجتمع فنی تهران سرفصل‌های رشته طلا و جواهر در مقطع کاردانی را نوشتیم. همین‌طور تلاش‌هایی ازطرف اتحادیه طلا و جواهر انجام شد و دانشگاه طلا و جواهر راه‌اندازی شد که متاسفانه به خاطر مسائل صنفی که وجود دارد جریانش خوب پیش نرفت. ولی الآن زمزمه‌های خیلی خوبی ازطرف دانشگاه پارس و دانشگاه تهران شنیده می‌شود. آقای شریفی از انجمن علمی دانشگاه تهران در این حوزه زحمت زیادی کشیدند، برای مثال هفته جواهر تهران را راه‌اندازی کردند که توجه خیلی‌ها را جلب کرد؛ نه‌فقط خانم‌ها که مشتریان بالقوه هستند بلکه طراحان جوان و خلاق.

درزمینه ارائه کار از طراحی تا اجرا وضعیت ایران در مقایسه با استاندارد جهانی چگونه است؟
متاسفانه علیرغم وجود جوانان خلاق درزمینه طراحی و ساخت، کارها از کشورهای دیگر مانند ترکیه و امثال آن وارد می‌شوند و حتی درمواردی اسکیس دستی هم خریداری و وارد می‌شود. باوجوداین همه طراح خوب چرا باید حتی طراحی اولیه یک قطعه از خارج از ایران خریداری شود؟ اگر همان طرح را یک جوان ایرانی بکشد متاسفانه بازخورد خوبی ندارد و همه به دنبال طرح خارجی هستند. چون به دنبال پز دادن صِرف هستند که مثلا من کارهایم را از فلان کشور می‌آورم. این مشکلات را نمی‌توان با قانون حل کرد و آن‌ها را به حکومت نمی‌توان ربط داد. این مسائل نیاز به فرهنگ‌سازی دارند. چرا وقتی دو طرح خوب ایرانی و خارجی را هم‌زمان می‌بینیم، طرح خارجی ناخودآگاه قلقلک بیشتری برایمان دارد؟ شاید به این دلیل که خیالمان از طراح ایرانی راحت است و میدانیم که همیشه هست و ممکن است هر فرد اطراف ما هم به آن دسترسی داشته باشد و به قول خانم‌ها «همه آن را داشته باشند»؛ ولی طرح خارجی را یک‌چیز یونیک و منحصربه‌فرد تلقی می‌کنیم. درواقع قشر مغازه‌دار از حس یونیک بودن که در خانم‌ها زیاد است سوءاستفاده می‌کنند و در دامن زدن به این حس نقش قابل‌توجهی دارند. مغازه‌دار به فکر سود و منفعت‌طلبی خودش است و از این طریق می‌تواند به هدفش برسد و حتی به‌دروغ متوسل می‌شود. برای مثال کار خودمان را دیدم که به اسم کار خارجی به خریدار فروخته می‌شود و این جای تاسف دارد.

آیا امکان فرهنگ‌سازی دراین زمینه وجود دارد تا قشر فروشنده به چنین رفتارهایی متوسل نشوند و رفتار خرید خریدار نیز اصلاح شود؟
یک روش منسوخ‌شده وجود دارد که مستقیم و Face to Face است، به‌عنوان‌مثال ممنوع کردن ورود و فروش جنس خارجی، مثلا خودرو یا طلا. ولی یک متد فکری بریتانیایی وجود دارد که اگر مسیر شما در یک‌جهت به‌خصوص باشد هیچ‌وقت شما را مجبور به تعویض مسیر نمی‌کند بلکه با شما هم‌قدم می‌شود تا آرام‌آرام شما را به مسیر دلخواه خودش بکشاند! این روش جواب می‌دهد. دوستان در وزارت ارشاد مانند آقای قبادی و آقای صادقی زحمات زیادی برای جشنواره فجر که دراین زمینه اقدامات ارزنده‌ای انجام داده، کشیدند. ساماندهی که درزمینه طراحی لباس انجام شد بازخورد خوبی گرفت و منجر به جذب استعدادهایی شد که قبلا به‌طور زیرزمینی کار می‌کردند و همین امر باعث شد که بنده و آقای زاج فروش‌ها و سایر دوستان در حوزه زیورآلات نیز توجهمان به این جریان معطوف شود. در حوزه لباس، طرح‌هایی که در جشنواره فجر دیده می‌شوند چند ماه بعد در سطح شهر و مغازه‌ها هم دیده می‌شوند و کم‌کم فرهنگ‌سازی می‌شود و این اتفاق درزمینه زیورآلات هم می‌تواند بیافتد.

امروزه افراد زیادی در شبکه‌های مجازی درزمینه زیورآلات به تبلیغ محصولاتشان می‌پردازند و شاید خیلی از آن‌ها صلاحیت لازم را نداشته باشند. دراین زمینه چه باید کرد؟
البته دروازه ورود به کار شاگردان خود ما که دوره‌های مختلف مدل‌سازی و مانند آن را می‌گذرانند همین شبکه‌های مجازی هستند. در سطح دنیا هم این مسئله وجود دارد، اولین موضوع برندینگ هست و این قضیه در تمام دنیا وجود دارد. درجاهایی مثل فیس‌بوک و اینستاگرام عده‌ای هستند که به بررسی روند بازار و دنیای مجازی می‌پردازند و به‌عنوان متخصص، کارهای یونیک را غربال می‌کنند و حتی به نام خود شخص با حمایت مالی از وی درواقع او را ذیل برند و مجموعه خود می‌آورند. متاسفانه در ایران بحث اسپانسرشیپ بد جاافتاده است. شاید ازبین این‌همه اسپم که دردنیای مجازی مشغول فعالیت هستند برای مثال پنج نخبه بیرون بیایند که قابل سرمایه‌گذاری باشند. البته یک فرد عامی با دیدن پیج های مختلف شاید توانایی تشخیص اسپم‌ها از کارهای اصیل را نداشته باشد و حتی کلاه‌برداری‌هایی هم صورت بگیرد. ورود اتحادیه به این امر درحالتی که فقط به سنگ‌اندازی و مسائل مربوط به جواز و اماکن توجه نشان می‌دهد به‌جایی ختم نمی‌شود. مدل ایده آل، مدل رقابتی بازار آزاد است. وجود بازار آزاد درکنار اهرم‌های قوی نظارتی مبنی بر عدم فروش اجناس تقلبی می‌تواند به بهترین نتیجه ختم شود.

علت دودستگی که در زمینه طراحی طلا و جواهر وجود دارد، چیست؟
یک گروه جواهر را به معنای کلاسیک و ظریف آن کار می‌کنند و اصلا ابعاد و اندازه‌ها و مواد خارج از عرف سنتی خود را قبول ندارند و یک گروه جنبه آرتیستیک آن را دنبال می‌کنند. گروه دوم بر حجم اصرار دارند، متریال برایشان به‌هیچ‌وجه اهمیتی ندارد و هویت‌سازی برایشان بسیار مهم است و فقط آرتیستیک و کانسپچوآل به این قضیه نگاه می‌کنند. دید فنی ظریفی و تمیزی که در fine jewelry مهم است برایشان فاقد اهمیت است و دید زیبایی شناسانه متفاوتی دارند. از دید این گروه جواهر مانند یک مجسمه کوچک است و حتی از شعر برای معرفی و ایده پردازی کارشان استفاده می‌کنند. عدم آگاهی و یا نادیده گرفتن نکات فنی می‌تواند منجر به ساخت کارهایی شود که آرتیستیک هستند ولی مبتنی بر اصول فنی نیستند و در بسیاری از موارد مثلا به دلیل عدم رعایت اصول ارگونومیک اصلا قابل پوشیدن نیستند. این گروه‌ها دست‌پرورده بخشی از آموزشگاه‌های ما هستند. درواقع این دودستگی نشان‌دهنده نوعی افراط‌وتفریط است و در بهترین حالت امتزاج این دودسته می‌تواند به یک خروجی عالی منجر شود مانند کاری که برند German Kabirski انجام می‌دهد و یک فرم و حجم است که روی آن سنگ کارشده است و تکه‌ای از جواهر را با تکه‌ای از حجم درکنار هم به طرزی بسیار هنرمندانه و نیز فنی قرار داده است و یا افرادی نظیر Anna Hu یا Wallace Chan که نهایت ظرافت جواهر را در حجم‌ها و فرم‌هایی که شاید در جواهرات سنتی کمتر دیده می‌شد به‌کاربرده‌اند.
در بحث آموزش طراح هم باید تلاش کرد که هنرجویان از اصول فنی مطلع باشند، نه در حد تخصص بلکه دراین حد که از خروجی محصولی که طراحی می‌کنند و از اجرایی بودن و قابلیت ساخت آن آگاه باشند. علاوه بر پُز و منحصربه‌فرد بودن، جنبه دیگری که موجب می‌شود تولیدکنندگان ما حتی اسکیس را از کشورهایی مانند تایلند و ترکیه تهیه کنند همین مسئله است. نکته مهم دیگر این است که طراح و سازنده بتوانند باهم کنار بیایند و به تخصص هم احترام بگذارند و از تجربیات یکدیگر استفاده کنند.

حرف پایانی
یکی از نکاتی که همیشه ذهن من را به خود مشغول کرده این است که چرا خریدار موقع خرید بدل یا نقره به این فکر نمی‌کند که چقدر بابت اجرت آن پول داده و اگر بخواهد آن را بفروشد چقدر به وی برمی‌گردد هرچند که برای بدل پول گزافی داده باشد ولی موقع خرید طلا به این قضیه فکر می‌کند! درحالی‌که طلا با گذشت زمان گران‌تر می‌شود و اجرتش را پوشش می‌دهد اما این افزایش قیمت درمورد نقره و سایر متریال هایی که شاید حتی در بدل‌ها سرطان‌زا هم باشند، مصداق ندارد.
نکته دیگر مسئله تک‌روی‌هایی هست که در بازار وجود دارد. ما متاسفانه در طراحان جوان و پیشرو هم این مسئله را داریم و دید غیرحرفه‌ای که همدیگر را بکوبند و زیر سوال ببرند، وجود دارد. چرا این صنف تحت این عنوان معروف شده که همدیگر را قبول ندارند و یکدیگر را تخریب می‌کنند؟ شاید دیدی که قدیم درمورد صنف طلا و جواهر وجود داشت مبنی براین که صنف بسته‌ای هستند، دید غلطی بود. این صنف درنهایت بسته نیست بلکه در عین بزرگ بودن به دلیل تعدد تخصص‌ها، در هر تخصصی افراد سرشناس محدودی وجود دارد. شاید صحیح نباشد که این افراد محدود یکدیگر را زیرسوال ببرند و رد کنند.

 

منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۲۴، نیمه اول شهریور ماه ۱۳۹۶ ، فشن نگاری ، صفحه ۱۲

به قلم: شادی مشتاقی

کپی‌رایت این مطلب متعلق به «دوهفته‌نامه طراح امروز» می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) با هر شکل و عنوان، فقط با پذیرش کتبی شرایط گروه رسانه‌ای طراح در ثبت مرجع و ماخذ امکان‌پذیر است.