…خانه‌های ما، فضای صمیمی‌ ما هستند. جایی‌ که ما در آن سرگرم می‌شویم، با عزیزانمان ارتباط برقرار می‌کنیم، به آنجا پناه می‌آوریم و در آنجا رشد می‌کنیم. ازاین‌رو حائز اهمیت است که به آن‌ها بیشتر بپردازیم و سعی‌ کنیم خانه‌هایمان را مطابق با سبک زندگی‌ و بودجه‌مان طراحی‌ کنیم. با توجه به رشد تکنولوژی و فضایى‌ که برای خلاقیت انسان‌ها فراهم کرده، کسانی‌ سبک طراحی‌ و خدمات آن را به شکل آنلاین وارد بازار این حرفه کردند (بخصوص در سال ۲۰۱۷) که به موضوع بسیار داغی‌ در این امر منجر شده است. «سندرا فانک» یک طراح داخلی‌ خلاق مقیم شرق آمریکا است که تحولی‌ را در روند کاریش ایجاد کرده است. او از طراحی آپارتمان‌های بسیار کوچک در منهتن به طراحی منازل بزرگ حومه نیوجرسی روی آورده و با نام تجاری «خانه فانک» به کار خود ادامه می‌دهد. او تمام مشتری‌هایش را سزاوار مراقبت و توجه ویژه می‌داند و تمام شور و شوق ا‌ش را برای انجام پروژه‌های منازل آن‌ها به کار می‌گیرد. در این مصاحبه درمورد آنچه که او از آن الهام می‌گیرد، روند رشد خلاقیتش و همچنین سرویس جدید خدمات طراحی آنلاینی که او به کمپانی‌اش اضافه کرده، سوال می‌کنم…


منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۱۷، نیمه دوم اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ ، حرفه نگاری ، صفحه ۶

به قلم: شیوا پوریوسف


به ما از تغییرات جدیدی که در برند تازه ایجاد کردی بگو لطفا، فرق اصلی‌ بین « استودیو طراحی‌ فانک» و «خانه‌ی فانک» چیست؟

نام تجاری سمبلی‌ است از اصول و سبک کسب‌وکار، اسم تجاری جدید ما چشم‌انداز تازه‌‌ای از برند ما را معرفی‌ می‌کند که در آن بسیاری از باور‌های ما همانند گذشته هستند؛ مثل: اصالت، زیبایی، سادگی‌ و صداقت. تمرکز من در برند تازه بر انسان‌دوستی و حمایت از نیروی کسب‌وکار است، با این دید که ازآنچه می‌بینیم در جهت ارتقای کیفیت زندگی‌مان بهره ببریم. خانه‌ی فانک دو استراتژی را در پیش گرفته: «خدمات طراحی‌ داخلی‌ آنلاین و خدمات کلاسیک با سرویس کامل خدمات طراحی‌ داخلی. »
خدمات ما، ساعتی و بر اساس میزان کار محاسبه می‌شوند و هیچ‌گونه سودی وابسته به شرکت‌های مبلمان و محصولاتی که از آن‌ها استفاده می‌کنیم، ندارد. در حقیقت مشتری‌ها تنها برای تخصص و مهارت ما پول پرداخت کرده و این حس صداقت را میان ما و مشتری‌هایمان محکم‌تر می‌کند، چراکه از زد و بند‌های پشت پرده‌ای که با کمپانی‌های محصولات مختلف داخلی‌ اتفاق می‌افتد، خبری نیست.

چه جالب، اگر این سرویس الکترونیکی‌ باشد پس باید تفاوت‌های زیادی به‌واسطه موقعیت جغرافیایی پروژه هم ایجاد شود؛ مثلا طراحی پروژه‌ای در شمال شرقی‌ آمریکا مثل نیویورک و جنوب غربی آمریکا مثل لس‌آنجلس چه فرقی‌ باهم خواهند داشت؟

خوب در این موقع از یک عنصر می‌توان استفاده کرد تا نگاهمان را به‌عنوان یک طراح تصفیه کنیم و این چیزی جز شناخت سنت و فرهنگ آن لوکیشن نیست. تا حدود زیادی سبک زندگی‌ شهر‌ها تعیین‌کننده‌ی سبک طراحی برای آن‌ها است. پروژه‌ای که در نیویورک است ازنظر اشل و مقیاس ابعاد و اندازه حتما با پروژه‌ای با بودجه مشابه در کالیفرنیا متفاوت است، چراکه سبک زندگی‌ در شهر شلوغ و آپارتمان‌نشینی مثل نیویورک که سرعت زندگی‌ مردم آن از زمان با شتاب بیشتری حرکت می‌کند با سبک زندگی‌ آرام و آسان در کالیفرنیا متفاوت است. فضای بیشتر به ما اجازه می‌دهد تا با آن بیشتر بازى کنیم، هرچند محدود بودن فضا هم چالش لذت‌بخشی را وارد کار کرده که هیجان طراحی‌ را بیشتر می‌کند.

لطفا یکى از پروژه‌های محبوبت را که به‌صورت کلاسیک کار کردى برایم وصف کن.

من برای شروع یک پروژه موفق باید در وهله اول عاشق آن پروژه باشم و با فضای موجود ارتباط برقرار کنم تا بتوانم تمام‌شده‌ی آنجا را در ذهنم متصور شوم. خب البته بعضی‌ پروژه‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند؛ برای من پروژه‌ی تازه‌‌ای که در «گلن ریجِ، نیو جرسی» به اتمام رسید، بسیار جالب است. خانه‌ای به سبک احیاشده‌ی کلونی اواخر قرن بیستم که ما روی طراحی و بازسازی آشپزخانه، تمام سرویس‌ها و طبقه زیرین کارکردیم. یکی‌ از دلایلی که این پروژه را برای من خاص کرد، همکاری بسیار نزدیک ما با مشتری‌هایمان بود. آن‌ها یک زوج میان‌سال بودند؛ یک حقوقدان برجسته و یک معمار که البته این همکاری می‌توانست تهدیدآمیز هم باشد چون همکاری با یک معمار به‌عنوان یک کمپانی اینتریور دیزاین می‌توانست عاقبت خوشی‌ نداشته باشد مخصوصا که همسر وکیلشان هم حامی‌ سفت‌وسخت ایده‌های ایشان بودند. اما این همکاری تا حدی زیبا و دل‌چسب شد که نتیجه کار، شگفت‌انگیزتر ازآنچه که انتظار می‌رفت شد. جلسات صبحانه دوشنبه‌ها را، با مشتری سر سایت برگزار می‌کردیم و گزارش پیشرفت کار با تمام دیتیل‌ها ازآنجا روی پروژه سایه ‌انداخته و این نیروی محرکه ما برای مابقی هفته می‌شد. ما علاوه بر بازسازی بیش از صد قطعه اثر هنری در ساختمان قراردادیم که البته برای من از ویژگی‌های دیگر این پروژه بود. لذت خالصانه‌ای در چیدمان آن‌همه اثر هنری بود که طی سالیان دراز و توسط چند نسل گردآوری‌شده بودند که با طراحی کل خانه برابری می‌کرد.

در پروژه‌هایی‌ که اخیرا انجام داده‌ای چه چیزی برایت چالش‌برانگیز بوده؟

همیشه مستاصل بودن و مصمم نبودن برای من بزرگ‌ترین چالش بوده. من در حرفه‌ای که دارم یک تصمیم‌گیرنده‌ی حرفه‌ای هستم و نگرانی من زمانی‌ آغاز می‌شود که مشتری‌ام نداند که چه چیزی می‌خواهد و در تصمیماتش سست باشد. من اطلاعات کافی‌ و ایده‌های خلاقانه را خالصانه با مشتری‌ام مطرح کرده و تا حدودی او را برای تصمیمش آماده می‌کنم تا قدم‌های بعدی را با درایت باهم برداریم، اما تغییر‌های ناگهانی وسط این مسیر سرعت پروژه را پایین میاورد. بااین‌حال ایجاد تغییر عمده در مواردی مفید است و من همواره مشتری‌ها را به ایجاد تغییر، تشویق می‌کنم. اما با آگاهی‌ لازم و همگام با یک راهنما که با سبک زندگی‌ آن‌ها و علایق آن‌ها آشنایی کامل داشته باشد.

از ابتدای مصاحبه منتظر این سوال بودم که وقت پرسیدن آن از راه رسید؛ سیستم E-Funk چطور کار می‌کند؟

یک سیستم طراحی از راه دور است که من سال‌ها بود این خدمات را برای دوستان و آشنایان خودم انجام می‌دادم. در سال گذشته تصمیم گرفتم این خدمات را برای عموم آزاد کنم تا با هزینه‌ی کمتر همگی‌ از توانایی‌‌های یکدیگر بهره‌مند شویم. در این سیستم مشتری توسط یک ابزار آسان ابعاد و اندازه‌های خانه یا اتاقی‌ که نیاز به طراحی دارد را همراه با آنچه می‌خواهند دور بیندازند یا نگاه‌دارند در اختیار ما قرار می‌دهند. سپس ما با یک سری از علایق و سبک زندگی‌شان آشنا می‌شویم تا بتوانیم خدمات دقیق‌تری به آن‌ها ارائه دهیم؛ مثلا این‌که چگونه می‌خواهند از آن فضا استفاده کنند و یا اینکه به دنبال چه حس و حالی‌ در فضای تازه هستند؟
سپس ما مجموعه‌ای از عکس‌ها را جمع‌آوری می‌کنیم تا با استایل موردعلاقه‌ی آن‌ها آشنا شویم چون چیزی که ممکن است برای یک نفر مدرن باشد ازنظر شخص دیگر ممکن است قدیمی‌ و از مد افتاده بنظر برسد. در این مرحله ما آماده هستیم که ایده پردازی کنیم. تمام ارتباط ما با مشتری به‌صورت آنلاین بوده و طرح طی‌ شش هفته آماده تحویل به مشتری می باشد که شامل پلان، نما، تصاویر الهام‌بخش و تمام سکشن‌ها از زاویه‌های مختلف فضا است. همچنین، ابعاد و محل قرار گرفتن فرش، ارتفاع تابلوها، ابعاد و چیدمان مبلمان. این سیستم به مشتری‌هایمان اعتمادبه‌نفس و قدرت اجرایی پروژه‌های کوچک خانگی را نیز می‌دهد، به‌خصوص که سرعت و تاریخ اتمام پروژه به دست مشتری بوده که گاهی‌ وابسته به بودجه‌ی آن‌هاست و همان ممکن است آن‌ها‌ را از بازسازی منزلشان بازدارد.

چه چیزها یا چه کسانی‌ برای شما الهام‌بخش هستند؟

Bobby McAlpine و Clodagh برای من قهرمان های طراحی‌ هستند که کارهای آن‌ها برای من، باروح، جذاب، انرژی‌زا و قوی و درعین‌حال آرام‌بخش و پرمحتوا جلوه می کنند.

چه چیزی طراحی تو را با دیگران متفاوت می‌کند؟

من می‌خواهم که همه‌چیز بهتر باشد. خیابانی که در آن راه می‌روم، کیفیت محصولی که خریداری می‌کنم، دولتمردها، نمرات درسی‌ فرزندانم، حتی عضلات شکمم. پس برای بهبود آنچه در توانم است، تلاش می‌کنم. این در کارم هم نمود پیدا کرده و این انگیزه را وارد تمام جنبه‌های طراحی‌ام می‌کنم. ولی‌ کلید متفاوت بودنم را در مرینیت شدن طرح و ایده‌هایم می‌‌دانم و زمانی‌ به خودم می‌دهم تا روی آن‌ها بیشتر تامل کنم تا الهام و ایده‌ی کارآمدتر ازآنچه داشتم به سراغم بیاید. باور من همیشه این بوده که طراحی یک هنر است و هنر را نمی‌شود به‌زور تحمیل کرد.

 

منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۱۷، نیمه دوم اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ ، حرفه نگاری ، صفحه ۶

به قلم: شیوا پوریوسف

 

کپی‌رایت این مطلب متعلق به «دوهفته نامه طراح امروز» می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) با هر شکل و عنوان، فقط با پذیرش کتبی شرایط گروه رسانه‌ای طراح در ثبت مرجع و ماخذ امکان‌پذیر است.