…به نظر من تمامی مراحل یک پروژه‌ی معماری چالش‌برانگیز است؛ اما در حیطه پرزانته‌ی معماری به عقیده‌ی من چالش‌برانگیزترین بخش، خود طراحی معماری پروژه است و دلیل آن هم این است که در بسیاری از پروژه‌های معماری قابلیت انجام یک پرزانته‌ی خوب وجود ندارد و این مبحثی است که همواره من در اکثر پروژه‌های معماری با آن روبرو هستم


منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۳۵ ، نیمه دوم بهمن ماه ۱۳۹۶ ، حرفه نگاری ، صفحه ۱۲

به قلم: محسن هاشمی


«میلاد کمباری» یکی از باسابقه‌ترین اساتید در عرصه‌ی شبیه‌سازی است؛ به‌طوری‌که در تعریفی کلی، از زمانی که به خاطر دارم همیشه در صدر بهترین اساتید این حرفه بوده و به نقل از شخص ایشان، اولین زمزمه‌های شروع فعالیتش در این رشته، به زمانی که اولین شبیه‌سازی‌های مربوط به تخت جمشید را در سال ۱۳۸۳ مشاهده کرده بود، بازمی‌گردد؛ که پس‌ازآن، با شروع تحصیل در رشته‌ی معماری در سال ۱۳۸۵، فعالیت خود را در دانشگاه شیراز آغاز نمود. وی در همان دوران و پس گذشت یک سال، اولین فعالیت خود را با یک شرکت مشاوره معماری شروع کرد. به علت میزان علاقه‌اش به این رشته، ترجیح داد تا به‌جای تغییر شغل در شرکت‌های مختلف، به پیشرفت سطح کاری خود در حیطه شبیه‌سازی بپردازد و باگذشت زمان و در سال ۱۳۸۷، موفق به تأسیس اولین استودیوی طراحی گرافیک و همچنین تولید آثار تبلیغاتی خود در شهر بوشهر شد؛ اما به دلیل علاقه بسیار زیاد به رشته‌ی معماری، همیشه آرزوی تأسیس یک استودیوی پرزانته معماری را در سر داشت که در سال ۱۳۹۲ این آرزوی او نیز با تلاش و پشتکارش به تحقق پیوست. وی در مقطع کارشناسی رشته‌ی معماری فارغ‌التحصیل شده و مبحث تخصصی کار او نورپردازی و ساخت متریال در شبیه‌سازی معماری است.

بزرگ‌ترین چالشی که در شبیه‌سازی با آن روبرو هستید چیست؟
به نظر من تمامی مراحل یک پروژه‌ی معماری چالش‌برانگیز است؛ اما در حیطه پرزانته‌ی معماری به عقیده‌ی من چالش‌برانگیزترین بخش، خود طراحی معماری پروژه است و دلیل آن هم این است که در بسیاری از پروژه‌های معماری قابلیت انجام یک پرزانته‌ی خوب وجود ندارد و این مبحثی است که همواره من در اکثر پروژه‌های معماری با آن روبرو هستم؛ زیرا مشتری‌ها همیشه درخواست بهترین سطح پرزانته را برای پروژه‌ی خود دارند و درعین‌حال، با نواقص پروژه خود آشنا نیستند و همین امر موجب ایجاد چالش‌های بسیاری در این حرفه می‌شود.

آیا یک آرتیست شبیه‌ساز معماری حتماً می‌بایست در رشته‌ی مرتبط تحصیل کرده باشد؟
بنده ابداً اعتقادی به این موضوع ندارم؛ به نظرم رشته‌ی معماری می‌تواند تأثیرگذار باشد؛ اما تعیین‌کننده نیست. در ایران هم هنرمندان و آرتیست‌های بسیار خوب و شناخته‌شده‌ای وجود دارند که رشته‌ی تحصیلی آن‌ها معماری نبوده، اما در کار خود موفق هستند. به عقیده‌ی من در شبیه‌سازی معماری استعداد هنری آرتیست حرف اول را میزند نه رشته‌ی تحصیلی؛ البته ناگفته نماند که داشتن اطلاعات در رشته‌هایی نظیر عکاسی و طراحی داخلی در شبیه‌سازی معماری بی‌تأثیر نیستند.

رندر موفق را چگونه تعریف می‌کنید؟
رندر موفق همیشه وابسته به نورپردازی و متریال‌سازی نیست؛ بلکه نکات مهم‌تری نیز وجود دارد که متأسفانه بسیاری از هنرمندان آن‌ها را رعایت نمی‌کنند؛ که طبیعتاً بزرگ‌ترین دلیل آن عدم داشتن اطلاعات کافی در این زمینه است. ازجمله‌ی این موضوعات می‌توان به طراحی معماری، طراحی چیدمان، انتخاب مبلمان، انتخاب درست برحسب سبک طراحی و معماری، رنگ‌بندی فضا، رنگ‌بندی نور و … اشاره کرد. نکته‌ی مهم‌تر آنکه این روزها می‌توان به دلیل وسعت فضای مجازی در سایت‌هایی همچون آپارات روزانه ده‌ها تکنیک در مورد نور و متریال آموخت؛ اما برای یک رندر موفق می‌بایستی یاد بگیریم که چگونه این تکنیک‌ها را در کنار یکدیگر قرار دهیم. از یک دید کلی، رندر موفق به معنای رعایت تمامی موارد و نکات ریز در زیبایی‌شناسی است.

خلاقیت چگونه در فرآیند رندر تأثیر می‌گذارد؟ آیا خلاقیت غریزی است؟
خلاقیت همان موضوعی است که ما را از چالش‌های شبیه‌سازی نجات می‌دهد؛ آثاری که هیچ پتانسیلی برای خوب شدن ندارند، فقط و فقط به یاریِ ذهن خلاق یک هنرمند می‌توانند از چنین چالش‌هایی موفق و سرافراز بیرون بیایند؛ البته خلاقیت تنها به نحوه‌ی ارائه محدود نمی‌شود؛ بلکه حتی بر نحوه و روند کار نیز تأثیرگذار خواهد بود.
اما واقعیت تلخ این است که خلاقیت غریزی است. کلاس‌ها، تکنیک‌ها و روش‌هایی برای بالا بردن خلاقیت وجود دارند؛ اما کسانی که ذاتاً جوهره‌ی خلاق بودن را نداشته باشند، این‌گونه کلاس‌ها و تکنیک‌ها تأثیری بر آنان ندارد. چنین کلاس‌هایی تنها برای افرادی مؤثر است که جوهره‌ی غریزی خلاقیت در وجودشان باشد؛ این روش‌ها می‌تواند کمکی باشد تا اصطلاحاً موتور خاموشِ غریزه، روشن شود.

روند کاری یا ورک فلو شما به چه صورت انجام می‌شود؟
همیشه در همه پروژه‌ها قبل از شروع کار، در ذهن خود داستانی را برای پروژه در نظر می‌گیرم؛ به‌طور مثال یک فضای پاییزی و برگ‌هایی که کنار خیابان ریخته است. در قدم اول ایده ذهنی خودم را به‌صورت یک کانسپت پیاده‌سازی می‌کنم؛ سپس شروع به دیدن عکس‌هایی که با سناریو ذهنی من همخوانی داشته باشند می‌کنم و سعی‌ام بر آن است تا عکس‌هایی که ویژگی مثبتی دارند را پیداکرده و آن‌ها را ذخیره کنم. پس از جمع‌آوری این رفرنس‌ها سعی می‌کنم با توجه به خصوصیات خود پروژه، این رفرنس‌ها را بر روی پروژه‌ی خود پیاده کنم. پس از اتمام این مرحله، بخش نور و متریال را شروع می‌کنم؛ البته ناگفته نماند بنا به بزرگی یا کوچکی پروژه و با توجه به محدودیت زمانی این روند را گاه تغییر می‌دهم؛ اما چارچوب کلی را حفظ می‌کنم.
زمانی که وارد مقوله نور و متریال می‌شوم کمی سخت‌گیرانه‌تر پیش می‌روم؛ به این نحو که پیش از هر کاری، در وهله اول انتخاب کادر مناسب و بعدازآن نور و سپس انتخاب رنگ‌بندی را پیش می‌برم (متریال و رنگ‌های خام را بدون هیچ‌گونه رفلکت انتخاب می‌کنم؛ تا درنهایت تأثیر رنگ‌های پروژه را روی کم شدن نور محیطی بسنجم). اصلاح نور، متریال پردازی اصلی و درنهایت دوباره اصلاح نور؛ عموماً تمامی این موارد در همه پروژه‌ها رعایت می‌کنم.

دردسرسازترین قسمت در روند کاری شما معمولاً کدام مرحله است؟
همان مرحله اول؛ انتخاب ایده؛ خیلی وقت‌ها شده است که به خاطر محدود بودن زمان پروژه در حین کار ایده به ذهنم رسیده و مسیر انجام پروژه را کامل تغییر دادم و خیلی وقت‌ها هم پیش‌آمده که پروژه تمام شده ولی اصلاً آن ایده‌ای که باب دلم باشد به ذهنم نرسیده؛ عموماً این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که کارفرما اجازه ندهد من مانوری بر روی کار داشته باشم و او نیز سعی داشته باشد سلیقه‌های شخصی خودش را به کار تزریق کند. این موضوع به‌طور خودکار باعث می‌شود موتور خلاقیت و ایده پردازی ذهنم خاموش شود و یک اثر نه‌چندان دل‌چسب _ازنظر خودم_ ارائه کنم.

چه رندرهایی اثرات مفید و چه رندرهایی اثرات مخرب به بار می‌آورند؟
ما تری‌دی آرتیست‌ها حسن ختام تلاش چندین ماه و حتی چندین سال یک پروژه هستیم؛ معماری که چندین ماه بروی یک پروژه کارکرده است، اگر به شکل ایدئال طرحش نمایش داده نشود، نمی‌تواند مشتری خود را مجاب به خرید کند و یا کارفرما مجاب نمی‌شود که آن طرح را اجرا کند و تمام ایده و طرح آن معمار، حتی اگر بهترین هم باشد باطل می‌شود و این یعنی شکست یک پروژه؛ البته در بعضی مواقع مشتری‌های شما معمارها هستند و بعضی وقت‌ها هم ساختمان‌سازها؛ که درنهایت برای آرتیست تفاوتی ندارد؛ زیرا برای هردو گروه مجاب کردن مشتری امری مهم است.

مهم‌ترین تکنیک شما در رندرینگ که مهم‌ترین نقش در ایجاد رندر رئال را به عهده دارد، کدام است؟
مسلماً نور و رعایت تمام اصول و لایه‌بندی‌های نورپردازی؛ البته همان‌طور که در سؤالات قبل هم توضیح دادم، یک رندر رئال فقط به نور و متریال نیست؛ خیلی عوامل تأثیرگذار دیگر نیز در آن نقش دارند.

پیشنهاد شما به کسانی که به‌تازگی ‌وارد این رشته شده‌اند چیست؟
همیشه به‌عنوان فردی در این اجتماع علاقه داشتم نکاتی را متذکر شوم؛ البته نه در جایگاه والا؛ بلکه در حد یک آرتیست دوست دارم چند موضوع بسیار مهم که از تجربه شخصی من است به تمام این عزیزان انتقال بدهم؛ البته که کمی صراحت کلام در آن وجود دارد. ما هنر و توانایی عجیبی در گلایه کردن و بحث کردن با مشتری داریم. اگر می‌خواهید موفق باشید این خصوصیت بد را می‌بایست کنار بگذارید. به یاد داشته باشید هزینه‌های شما از جانب مشتری تأمین می‌شوند، بنابراین سعی کنید ایده‌های خودتان و نظراتتان را پیاده کنید؛ اما اگر با مخالفت مشتری روبرو شدید پافشاری نورزید؛ زیرا همیشه حق با مشتری است. غرور کاذب را کنار بگذارید. درگیر حاشیه و بحث‌های بی‌مورد در گروه‌های مجازی نشوید. هیچ‌کدام از این بحث‌وجدل‌ها به شما کمکی نمی‌کنند. فقط کارکنید و به پیشرفت فکر کنید و در آخر تا جایی که می‌توانید به دیگران کمک کنید و تا آنجایی که علمتان اجازه می‌دهد آموزش دهید و سعی کنید در امر راهنمایی کردن به هم‌گروهی‌هایتان پیشرو و فعال باشید. به دنبال دفاع نابجا از آثارتان نباشید و همیشه انتقادپذیر باشید؛ زیرا همیشه این نقدها هستند که موجب پیشرفت شما در کارهایتان می‌شوند نه صرفاً تمجیدهای دیگران.

کلید موفقیت شما چیست؟
به نظرم بزرگ‌ترین دلیل پیشرفت من ابتدا لطف خدا و دوم دعای خیر تمام هنرجوهایی است که در دوره‌های آموزشی من شرکت حضورداشته‌اند و من همیشه سعی بر هدایت آن‌ها در مسیر درست داشته‌ام؛ و سومین عامل، تلاش و پشتکار خودم بوده است.

آیا نکته‌ای وجود دارد که بخواهید به آن اشاره‌کنید؟
درنهایت تشکر ویژه‌ای دارم از شما عزیزان رسانه طراح که هدفتان روشن کردن مسیر معماران امروز کشورمان است.

.

 

منتشر شده در: دوهفته نامه طراح امروز / شماره ۳۵، نیمه دوم بهمن ماه ۱۳۹۶ ، حرفه نگاری، صفحه ۱۲

به قلم: محسن هاشمی

 

کپی‌رایت این مطلب متعلق به «دوهفته نامه طراح امروز» می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) با هر شکل و عنوان، فقط با پذیرش کتبی شرایط گروه رسانه‌ای طراح در ثبت مرجع و ماخذ امکان‌پذیر است.