«جدا از آنچه طراح در ذهن خود تصور ‌می‌کند، موضوع طراحی به طور بالقوه در محدوده جهانی مطرح است…». ریچارد بوچانان

به اعتبار تعریف، «مدیریت دانش بر پیوند اطلاعات با اطلاعات، اطلاعات با فعالیت‌ها و اطلاعات با فرد – برای تحقق اشتراک دانش (از قبیل دانش ضمنی و دانش صریح) توجه دارد»، به عبارت دیگر، وقتی که قرار است، اطلاعات منشا اثر باشد و به ارزشی ختم شود؛ شاید بتوان گفت آنچه پیرامون رویکرد‌های شناختی و تصمیم سازانه اعضای یک گروه طراحی حادث ‌می‌شود، منتج از مدیریت دانش است یا باید باشد. جامعه انسانی به سبب ذات در حال تحول انسان و مناسباتش، حائز حرکتی سیال است؛ در این رهگذار آنچه که میسازد و آنچه که او را میسازد، حائز ماهیتی است که در اندیشه نوع باورمند انسان ‌می‌تواند از مختصات تعالی‌جویانه بهره‌مند گردد. این تعالی ممکن نخواهد بود مگر با روشی دانش مدار. 

به دیگر سخن، سرمایه ای که دانش شهری/معماری [یا در مفهو‌می‌عام محیط مصنوع] سازنده آن در اختیار ما قرار میدهد، به حدی اهمیت دارد که میتوان با مدیریت صحیح، منطقی و روش‌مدار امید به آینده‌ای بهتر را در جامعه و شهرهای اسلامی/ ایرانی جویا شد. این موضوع در شهرهای جدید، که با هجوم فاحش اطلاعات روبرو هستند، چهره‌ای نوین به خود گرفته است. به گونه‌ای که روند تشریک مساعی مابین معماران به عنوان خالق محیط و فضا و بازیگران عرصه مدیریتی، نسبت به دهه‌های قبلی پیشرفت قابل توجهی داشته‌است. در طراحی عصر حاضر که فضا و مکان مفهو‌می‌پیچیده، چندین لایه و در عین حال نامکان و یا لامکان را بر خود گرفته‌اند، به جرات ‌می‌توان گفت، معماران بدون آگاهی از مراحل دانشی، دیگر قادر نخواهند بود فراگرد طراحی خلاقانه و منطبق بر فضا و زمان امروز و آینده را به درستی به منصه اجرا بگذارند. 

اهمیت مساله فوق در دفاتر طراحی، به عنوان مجموعه‌هایی که چه در مقیاس مادی و چه معنایی بار معماری را بر دوش می‌کشند، چندین برابر احساس می‌شود. به عقیده بسیاری از صاحب‌نظران نیز یکی از اصلی ترین مشکلات طراحی [محیطی] امروز کشور ما همین عدم اهمیت به داده، اطلاعات و دانش و مدیریت آن است؛ چه‌بسا به همین دلیل نیز باشد که بسیاری از پروژه‌های طراحی در همان مرحله آغاز شکست خورده، بدون آنکه چهره شهر متعالی را برای فهمندگان آن به ارمغان بیاورند تبدیل به باری اضافی بر دوش ملت و مسئولان می‌گردند!

البته نباید نادیده بگیریم که لایه‌های مشارالیه با در نظر گرفتن رویکرد‌های تعاملی و اشتراکات میان افراد منتج از کنش‌های اجتماعی، باید شکل دهنده نوعی از ادراک باشند که به نوبه خود چرخه ای از تعالی معنایی را شکل بدهد؛ در این چرخه بازتولید معنایی، امر «دانش‌بنیان» بودن شرط لازم و البته در بسیاری موارد کافی در توسعه احتمال خلق پدیده طراحانه و تسری نفوذ آن خواهد بود؛ این ضامن تحقق مفهومی است که از آن به «طرح» تعبیر میشود. باید گفت با گسترش و تسری فناوری به زندگی روزمره ما، شناخت بشر نیز از شهر و ساختار آن تغییر کرده است؛ به گونه ای که، معماری و شهرهایی که این معماری را در بر گرفته است هر روز با نیازهای جدید و پیچیده و رو به تزایدی روبرو میشوند. این پیچیدگی ها از یک طرف، عمدتا بخاطر حجم وسیع تبادلات ارتباطات بین سامانه‌های مختلف بوده، از سوی دیگر، متاثر از شهروندان و فهم مستقیم و یا غیر مستقیم آنها از این سامانه ها. به وجود آمدن نیازهای جدید در محیط های مصنوع و ارتباط ناگزیر آن با فرآیندهای جاری در عرصه شهر فردا، موجب ایجاد خصوصیات ویژه ای در تعریف بهره وران «آگاه» از فضا [شهروند حائز سواد منطبق بر روح زمانه] خواهد بود که لاجرم در بهره‌برداری از شهر و نیزه بهره‌دهی به آن با طیف وسیعی از دانش درگیر بوده، در بستر این دانش در حال رشد خواهند بود…. در ساده‌ترین رویکرد عملیاتی، اگر مدیریت دانش را [مدیریت دانایی یا مدیریت اندوخته‌های علمی (Knowledge management – KM)]، به سیاق ویکی پدیایی، به معنای در دسترس قرار دادن نظام‌مند اطلاعات و اندوخته‌های علمی بدانیم، این دانش‌های برداشت شده از لایه‌های مختلف باید به گونه‌ای به هنگام نیاز در اختیار افرادی که نیازمند آنها هستند، قرار گیرند تا آنها بتوانند کار روزمره خود را با بازدهی بیشتر و موثرتر انجام دهند. به دیگر سخن، و به اعتبار تعریف متفق‌علیه، مدیریت دانش شامل مجموعه‌ای از استراتژی [راهبرد] و راهکار برای شناسایی، ایجاد، نمایندگی، پخش و تطبیق بینش‌ها و تجارب در سازمان شامل فرآیندها و ابزارها خواهد بود.

باید گفت نشانه هایی که معنای محیط مصنوع ما را شکل داده، تعالی می بخشند، چنان با فناوری اطلاعات عجین شده‌اند که دیگر نمیتوان به درستی تشخیص داد که آیا ماهیتی که فضای مصنوع پیش روی ما قرار میدهد، در عصر حاضر موضوعی است منتج از فناوری و متاثر از آن یا موثر بر آن. واقعیت این است که درکی نو از قلمرو ادراکات ما در حال شکل گیری است و تجربه پراگماتیک شهر و نیز جامعه سریعا در حالی غیربومی و جهانی شدن است. با توجه به خاستگاه تاریخی و اعتقادی ما به لحاظ سطح تئوریک مربوط به ماهیت فضا و زمان، در یک موقعیت فوق العاده متفاوت نسبت به چیزی که هر فرهنگ دیگری روی زمین تصورش را می‌کرده، زندگی می کنیم؛ معنای فضا/مکان و نهایتا ساختار آن و اصولا نحوه ارتباطات شکل گرفته در آن در حال تغییر است. لاجرم در طبقه بندی و درک این تغییرات، صبغه‌ای از دلبخواهی‌گری راه خواهد یافت؛ البته به زعم نگارنده دست یافتن به درکی فزون‌تر و عمیق‌تر هیچ گاه محصول کار اندیشمندان منفرد نبوده، در جهانی اینچنینی و در بمباران اطلاعاتی کنونی بسیاری از معادلات کنونی شهرها و چالش‌های ساختاری متبادر با آن،‌ تنها از مسیر هم‌اندیشی تعاملی تمام آحاد ملت و مدیریت صحیح دانش حاصل از آن، میسر خواهد بود. 

شهری اینچنین دانش‌بنیان، در جهت درک‌پذیر بودن و همسو بودن شهر و شهروند و انطباق‌پذیری مدیریت تغییرات محیط پیرامون با آن پیش خواهد رفت. در نهایت به کارگیری‌ دانش و اطلاعات روزآمد نه تنها در راستای ساختاری بهبود عملیات‌ها و ارائه خدمات و محصولات مطلوب تر به شهروند حرکت خواهد کرد،‌ بلکه خود در جایگاه یک سبک زندگی، شهروندی آگاه [بخوانید «فراشهروند»] را به عرصه خواهد آورد که با تکیه بر مفهوم نگرش سیستماتیکِ دانش‌بنیان، مدل‌سازی‌هایِ آگاهانه و الگوپردازی‌هایِ انسانی، اندیشه را در جایگاه کلیددارِ تدبیر و امیدبخشِ ادراک معناییِ شئونات زندگی و تعاملات اجتماعی خواهد نشاند….

قدمی فراتر، به اعتبار تعریف، «مدیریت دانش بر پیوند اطلاعات با اطلاعات، اطلاعات با فعالیت‌ها و اطلاعات با فرد – برای تحقق اشتراک دانش (از قبیل دانش ضمنی و دانش صریح) توجه دارد»، به عبارت دیگر، قرار است داده و اطلاعات منشا اثر باشد و به «ارزش» ختم شود؛ شاید بتوان گفت آنچه پیرامون رویکردهای شناختی و تصمیم‌سازانه در لایه‌های مختلف تصیمی‌سازی، حادث می‌شود، منتج از مدیریت دانش است یا باید باشد.  هنگامی که مطالعات طراحی و نوآوری به طور هدفمند ادغام شوند، آنگاه می توانند جایگزین‌های قانع کننده‌ای برای روشهای سنتی مدیریت و طراحی بوده، به عنوان یک نهاد عقلانی عمل کنند. در این صورت، مدیریت دانش و نوآوری، ویژگی‌های اجتماعی و شخصیت خلاق و مدیر را توامان در زمینه تصمیم‌گیری پر رنگتر کرده، روشهای درک گشتالت و یا سازماندهی، الگوهایی برای راهبری خلاق را تامین می کنند. 

به قلم: بهرام هوشیار یوسفی/ فوق دکتری مدیریت دانش و نوآوری، دکتری معماری

کپی‌رایت این مطلب متعلق به «گروه رسانه‌ای طراح» می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) فقط با درج کامل نام نویسنده، محل انتشار (گروه رسانه‌ای طراح) و نشانی وب سایت مجله طراح (www.theDesigner.media) امکان‌پذیر است.