۱. پرورش روحیه کنجکاوی

طراحانِ انسان‌محور (Human-centered designers) غالباً یک خصوصیت مشترک دارند و آن، پرسیدن سؤالات زیاد و کنجکاو بودن است؛ پرورش روحیه کنجکاوی روشی است برای رسیدن به حس همذات پنداری با افرادی که قرار است برای آن‌ها محصول یا سرویسی طراحی شود. زمانی که طراحان در ارتباط مستقیم و مداوم با این افراد هستند یک چرخه پویا به وجود خواهد آمد؛ به این صورت که محصولات طراحی‌شده همیشه در حال پیشرفت و توسعه بر اساس نظرات کاربرانشان خواهند بود. شرکت‌های موفق به تقویت فرهنگ و روحیه کنجکاوی در درون سازمان می‌پردازند و برای انجام تحقیقات و جمع‌آوری اطلاعات، الگوها و الگوریتم‌های متفاوتی را طراحی می‌کنند.

۲. آزمایش زودهنگام و مستمر

طراحی هرگز با یک ایده و با یک اسکچ تمام نمی‌شود؛ در روند طراحی توانایی اسکچ زدن ایده‌های گوناگون، آزمایش کردن، امکان‌سنجی و ارزش‌گذاری آن‌ها یک مهارت مهم به‌حساب می‌آید. شرکت طراحی «IDEO» ابزاری را به نام «Creative Difference» ابداع کرده است که شرکت‌ها می‌توانند از آن برای سنجش ظرفیت خلاقیت و اثربخشی تیم خود استفاده کنند. بر اساس اطلاعات جمع‌آوری‌شده توسط این ابزار دیجیتال، شرکت «IDEO» دریافته است که سازمان‌هایی که به‌صورت هم‌زمان پنج ایده و یا بیشتر از پنج ایده را برای یک محصول کشف و آزمایش می‌کنند، ۵۰ درصد موفقیت بیشتری در بازار کسب خواهند کرد.

۳. افزایش همکاری بین تیم‌ها و گروه‌های موازی

مانند طراحان و معماران دوران مدرنیسم، طراحان امروزی دیگر اسطوره‌های نابغه و منزوی نیستند؛ امروزه دستیابی به ایده‌های ناب و موفق، نیازمند همکاری بین گروه‌های مختلف است و گاهی چالش اصلی فراتر از همکاری و ارتباط بین دپارتمان‌های داخلی یک ارگان می‌باشد. برای پیش‌بینی و خلق ایده‌های مؤثر در بازار آینده، لازم است شرکت‌ها به بیرون از ساختمان‌های خود سفر کنند تا بتوانند از مرزها گذشته و در صنعت خود تحول ایجاد نمایند و این تنها راهی خواهد بود که شرکت‌ها توسط آن، از به وجود آمدن اشتباه‌های مشابه جلوگیری کرده و در بازار رقابت از رقیبان خود پیشی می‌گیرند. برای مدیران ارشد شرکت‌ها، این می‌تواند به معنی سرمایه‌گذاری روی شرکت‌های مشابه و یا همکاری‌های جذاب و مؤثر در خارج از سازمان باشد. یکی دیگر از راه‌های ایجاد نگرش متفاوت و روبه‌جلو در شرکت‌ها، استخدام استعدادهای درخشان از خارجِ صنعت موردنظر می‌باشد. با برداشتن مرزهای بین گروه‌ها و دپارتمان‌های یک شرکت و استخدام نیروهایی با دیدگاه و نگرش متفاوت، درهای جدیدی به روی آن صنعت باز شده و ایده‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای محقق خواهد گردید.

۴. گسترش ایده‌ها مانند ویروس

در گذشته، عموماً مهارت داستان‌پردازی از مهارت‌های موردنیاز یک طراح به شمار نمی‌آمد، اما امروزه به یکی از مهارت‌های مهم و تعیین‌کننده طراحان بدل شده است؛ ایده‌ها و طرح‌های ایجادشده توسط طراحان در میان خروارها اسکچ و طرح و یادداشت مدفون خواهد شد، اگر روایت مناسبی برای انتقال آن ترتیب داده نشود! اگر توانایی روایت ایده را، به شکلی جذاب و قابل‌قبول داشته باشیم، می‌توانیم تمام کسانی را که در شرکت امکان و توانایی کمک کردن به ما برای توسعه و ساخت آن ایده را دارند، وارد چرخه کرده و از این شبکه برای سرایت آن به ‌کل شرکت و محقق کردن آن استفاده نماییم. فراموش نکنیم که حتی بهترین ایده‌ها، زمانی که بین تیم‌های مختلف دست‌به‌دست می‌شوند به‌مرور از بین می‌روند. بهترین راه موفقیت یک ایده این است که اگر خود، داستان‌پرداز خوبی نیستیم، در اولین فرصت مسئولیت تحقق آن را به شخص دیگری بسپاریم. آن شخص معمولاً مالک محصول یا

«Product Owner» می‌باشد و کسی است که مسئولیت ایجاد بستری مناسب برای احقاق ایده‌ها را به عهده دارد.

۵. بزرگ فکر کردن و سریع قدم برداشتن برای پیروزی

شرکت‌های طراحی محور می‌دانند که برای داشتن خروجی خوب باید سریع و در جهت درست حرکت کنند. یکی از روش‌هایی که این‌گونه شرکت‌ها در پیش می‌گیرند این است که به تعداد زیادی ایده تولید می‌کنند برای همین اگر چند ایده هم در مسیر طراحی و توسعه با مشکل مواجه شوند با مشکل جدی روبه‌رو نخواهند شد. به‌طور مثال شرکت «آی کیا» هرساله تعداد زیادی محصول جدید را روانه بازار می‌کند و این حجم طراحی و تولید محصولات جدید به شکل یک عادت کاری درآمده است. زمانی که ۳۰ درصد از سود سالانه حاصل فروش محصولات جدید می‌باشد، این شرکت زمان زیادی برای تولید محصولات گران‌بها نخواهند داشت. به‌خصوص که پروسه طراحی باید برای تمامی محصولات جدید اجرا شود. از طراحی و ساخت نمونه‌های اولیه گرفته تا آزمایش و جمع‌آوری نظرات کاربران، پیاده‌سازی، کنترل کیفیت و اطمینان از هم‌راستا بودن طرح‌های جدید با خط‌مشی شرکت و درنهایت تولید انبوه…

در پایان باید ذکر شود که فرهنگ طراحی باید از رده‌های بالا ایجادشده و به لایه‌های پایینی شرکت نفوذ کند. رهبران و مدیران شرکت باید مانند باغبانی عمل کنند که دانه‌های خلاقیت را می‌کارد و شرایط مساعد برای رشد دانه‌ها را فراهم می‌کند. تمامی اعضا و کارکنان شرکت باید از چرایی وجود شرکت آگاه باشند و آن دلیل باید فراتر از درامد زایی باشد. آن هدف باید در راستای خلق محصولی خارق‌العاده باشد. چیزی که مردم خواهانش هستند.

* با اتخاذ از مقاله‌ای از تیم براون «Tim Brown» با همین عنوان

کپی‌رایت این مطلب متعلق به «گروه رسانه ای طراح» می‌باشد. لذا بازنشر آن در نشریات و فضای وب (وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی) فقط با درج کامل نام نویسنده، محل انتشار و نشانی وب سایت مجله طراح (www.theDesigner.media) به عنوان ماخذ امکان‌پذیر است.